«به نام آفریننده ایران»
ما ایران و محیطزیست این سرزمین را برای چه میخواهیم؟
برای آب، اگر کسی نباشد که با آرامش آن را بنوشد؟
برای خاک، اگر قرار نباشد زیر پای انسانی ریشه بدواند که به ماندن امید دارد؟
برای هوا، اگر نفس کشیدن با ترس و اندوه آمیخته باشد؟
آب، خاک و هوا هدف نیستند.
آنها حافظهی زندگیاند؛ ظرفی برای کرامت انسان.
هر جا که زندگی انسانی فرسوده میشود، طبیعت هم دیر یا زود فرو میریزد.
در مقاطعی از تاریخ، اتفاقهایی رخ میدهد که فقط خیابانها را تغییر نمیدهد؛
بلکه لایههای عمیقتری را میخراشد:
روان جمعی، احساس امنیت، تصور ما از آینده.
این زخمها در آمار نمیآیند، اما در رفتار جامعه، در سکوتها، در خستگیها و در بیتفاوتیها ماندگار میشوند.
جامعهای که عزادار است،
جامعهای که مدام در شوک و اضطراب زیسته،
بهتدریج توان مراقبت را از دست میدهد؛
مراقبت از خود، از دیگری، و از سرزمینی که روزی قرار بود خانه باشد.
در چنین وضعی، تخریب محیطزیست فقط با قطع درخت و خشک شدن رودخانه اتفاق نمیافتد.
گاهی تخریب، آرام و بیصداست؛
وقتی انسانها دیگر خود را صاحب آینده نمیدانند،
وقتی پیوندشان با خاک سست میشود،
وقتی «بقا» جای «زندگی» را میگیرد.
ما از محیطزیست حرف میزنیم، چون باور داریم طبیعت بدون انسانِ دیدهشده، شنیدهشده و امیدوار، معنایی ندارد. توسعهای که انسان را فرسوده کند، حتی اگر با واژههای سبز توصیف شود، چیزی جز تکرار یک خطای قدیمی نیست.
این نگاه، یادآوری سادهای است از سوی جمعی که دغدغهی محیطزیست را از زندگی انسان جدا نمیبیند؛
از سوی انجمن علمی دانشجویی محیطزیست دانشگاه اصفهان،
که باور دارد حفاظت از طبیعت، بدون حرمت جان و روان انسان، نه پایدار است و نه صادقانه ، آنچه بر ما گذشت را محکوم کرده و به همه انسانهای عزادار تسلیت عرض میکند.🥀
محیطزیست، زمانی زنده میماند
که انسان، فرصت زندهبودن داشته باشد
Post #95
415
- ❤ 18
- 👏 1