دیدار با وزیر کشور ازبکستان
دیروز ۶ مرداد ۱۴۰۵ دفترم دانشگاه بودم. رئیس دانشگاه به من گفت که وزیر کشور می خواد بیاد دانشگاه، شما تو اتاقت باش می خوام بیارمش شما را ببینه، ساعت ۷ عصر بود. جناب وزیر و همراهانش آمدند. براشون از تحقیقاتم گفتم. در مورد یک گیاه بومی که شیرین بیان بخارایی است - که بسیار معطر است - توضیح دادم. ازم پرسید چه احساسی داری در ازبکستان. گفتم راستش من ۲۶ کشور دنیا بودم، ولی ازبکستان تنها جاییه که احساس می کنم تو خونمه. گفت مگه غیر از اینهم باید می بود.
در ایران چند سال تلاش کردم برای مشکل سگهای ولگرد معاون وزیر کشور را ببینم، حتی یکیشون که به من لوح تقدیر داده بود، آخرش نشد که نشد که نشد که نشد.
https://t.me/environ_concerns
Post #2217
1.97K