سلام علیکم
اينطور تلقي از وحدت يعني ذبح تمدن نوين اسلامي و ذبح ظرفيت كنشگري تمدن ايماني در مقابل كفر:
توضيح :
1. ما بايد توجه به سير تقابل تاريخ ايمان و كفر داشته باشيم. در اين سير يك توسعه اي را در جبهه ايمان مي بينيم كه از مرحله تحقق امت ايماني (در زمان حضرت موسي ع ) به مرتبه تشكيل حكومت ايماني (در زمان رسول اكرم )رسيد. بعد از صلح حديبيه با آغاز دعوت حضرت رسول از تمدنهاي پيراموني ما شاهد تلاش براي تحقق تمدن اسلامي هستيم. ركن اساسي تحقق تمدن توحيدي كه بار تمدن توحيدي بر روي دوش او هست مساله امامت است. خطاب «اليوم يئس الذين كفروا» اشاره به اين حقيقت دارد. با توجه به اين نكته، طرح شعار بازگشت به امت ابراهيم بدون توجه به طرح خداوند متعال، يعني عقب گرد و اين عقب گرد اساسا با توجه به رشد در جبهه ايمان بي معناست.
2. هر جبهه اي به راهبر نياز دارد. راهبر حقيقي جهان اسلام را هم نه صرف كلام بلكه مياندار وسط صحنه مشخص ميكند و فعلا مياندار جهان اسلام در تقابل با كفر، انقلاب اسلامي برآمده از تشيع اثني عشري است.
3. ميانداري با سر و صدا حاصل نميشود. ميانداري و راهبري تقابل، بواسطه انديشه هاي راهبرانه اي كه نحوه كنشگري متفاوت را تبيين مي كند صورت مي پذيرد. سالهاي سال جهان اسلام تحت استضعاف زورگويان و ستمگران خارجي و داخلي بود اما انقلاب اسلامي رهاورد مقاومت را مبتني بر استراتژي پيروزي خون بر شمشير به ملت هاي مقاوم منطقه هديه داد. امروز نفس انقلاب اسلامي و بسط انديشه هاي آن در مرزهاي فراتر از جمهوري اسلامي همان طليعه هاي صبح تمدن نوين اسلامي است. همان چشمه جوشاني كه ريشه اش در معارف شيعي است. امروز مردم غزه اگرچه شيعه نيستند اما منطق فكر شيعي را پذيرفته اند و بزودي شاهد پيروزي چشمگير اين منطق در طي روزهاي آتي خواهيم بود.
4. تاكيد بيش از حد بر عناصر مشترك و بي توجهي به تلاش ها و دستاوردهاي فكري و تاريخي اهلبيت، به يقين منجر به خشكيدن چشمه جوشان انقلاب اسلامي _(كه ريشه در مكتب اهلبيت دارد)_ خواهد شد.
5. طرح شعار امت ابراهيم در منطق قراني يك عام فوقاني نيست بلكه اين شعار را بايد در تناسب با ساير اجزاي طرح اسلام و از جمله عنصر امامت ديد.
Post #886
88