در هیاهوی زخم و مرهم، تنها رد سرخ ایثار است که بر تن روزگار می ماند. ما نه به تماشای درد، که برای معنا بخشیدن به لحظه های رو به زوال ایستادهایم.
و آنجا که امید به مویی بند است، دست های ما پل می شود. خستگی، بهای شرافت ایستادن در برابر طوفان است.
و در نهایت حکایت ما، حکایت شمعی است که در طوفان درد، خود می سوزد تا دیگران را گرمی زندگی بخشد....
🆔 @EM_sci_pol
Post #263
178

- ❤ 11