میناب فریاد مظلومیت
میناب، نامی که دیگر تنها یک شهر نیست، بلکه بغضی فروخورده در گلوی تاریخ است. در آن روز شوم، آسمان میناب نه رنگ آبی داشت و نه ابرهایش نمنم اشک میریختند. آسمانش پر بود از دودی سیاه و تلخ، و زمینش زیر پای چکمه های بیرحمی میلرزید.
در کوچه های میناب، هنوز هم صدای خنده هایی شنیده میشود. خنده هایی که حالا در سکوت ابدی پیچیدهاند. هر کودکی که رفت، بخشی از خورشید این سرزمین را با خود برد و جای خالیش، حفرهای است در دل تاریخ، حفرهای به وسعت یک آرزوی برباد رفته.
اما یادشان، چون گوهری گرانبها، در دل ها جای گرفته است. پژواک خنده هایشان، موسیقی غمانگیز اما زیبایی است که هرگز خاموش نمیشود. ما آنها را فراموش نخواهیم کرد. نه به خاطر انتقام، به خاطر زنده نگه داشتن انسانیتی که آنان نماینده اش بودند.
بدرود قهرمانان کوچک، آغوشتان پناهگاه ابدی ماست در این دنیای پر از درد.
@EM_sci_pol
Post #114
46
- ❤ 5