به ازای هر از دست دادن، قسمی از آدمی نیز از دست میرود. سوگ، ترک خوردن بخشی از هویت است؛ بخشی نهادینه در عمق جان. پس سوگ، دلتنگی صرف نیست؛ بلکه فرایندی برای بازتعریف خود است. در سوگ، نوشتن، سرودن و هرشکلی از ثبت کردن، ابزاریست برای برون ریختن درد. ما به دنبال واژهها میگردیم برای فریاد زدن دردهایمان. که تنهاییِ ترکخوردگیهای شیشهٔ وجودمان را در کنار هم تنهاتر کنیم. ما در خلأ سوگ، به ریسمان کلمه چنگ میاندازیم بسان چنگ انداختن ریشهی گیاه در اعماق خاک برای جستن آب. چنگ میاندازیم که دوام آوریم، با هم و کنار هم. حال، نشریهمان، الوکانس، به دنبال ترمیمِ ناحضور از راه لمسِ حضورِ زندگیست. که برایمان از “ذرات زندگی” بگویید و هرآنچه که تخفیف میدهد دردِ قسمِ از دست رفتهٔ آدمی را.
@eloquence_ut
Post #11
2K
- ❤ 10