#معرفی_کتاب📚
نام کتاب: شبانهها: پنج داستان موسیقی و شب
نام نویسنده: کازوئو ایشیگورو(برندهی جایزهی نوبل ۲۰۱۷)
تاریخ انتشار: ۷ می ۲۰۰۹
کتابی از ادبیات انگلیسی
انتشارات فابر و فابر در انگلستان
انتشارات نوپف در ایالات متحده
نشر چشمه در ایران
...📖
«شبانهها» نوشتهی «کازوئو ایشیگورو» روایت مختصریست از پنج قصه که شبانگاه حول موسیقی رخ میدهد. هر قصه از زبان مردی روایت میشود که از میان واژگانش میتوان به عشق، اندوه و حسرت ژرفای روح او پی برد. از پس واژگان و جملات او میتوان رویاهای دیرینه و تحقق نیافته، شوق ناکام وصال محبوب و چهرهی شکست را دید. شکست در دست یافتن به آن موفقیت موسیقایی که همیشه در سر میپرورانده است و از رویای آن تنها ناکامی بهجا مانده است.
بعد از شش رمان، شبانهها اولین مجموعه داستان کوتاه ایشیگورو به شمار میرود. گرچه میتوان گفت دلتنگیِ اندوهبارِ زندگانی شخصیتها، قصههای آنها را به هم پیوند میدهد. موتیفهای منحصربهفرد، مکانهای گذار آدمیان، چشماندازِ جهان بیرون از منظر پنجرههای گشوده و نگارههای تجسم یافتهای بدین سان از داستانی به داستان دیگر تکرار میشوند. با این وجود نویسنده اظهار داشته است که قصد ندارد داستانها همانگونه که در یک رمان رخ میدهد، درهمتنیده باشند. و هیچوقت قصد انتشار آنها به صورت جداگانه و مجزا را نداشته است. او این اثر خود را اینگونه شرح میکند: «شاید بهتر است بگوییم که این اثر بیشتر به یک آلبوم موسیقی شباهت دارد و شما گاهی خوش ندارید که یک اثر موسیقایی را به صورت مجزا منتشر کنید.»
اگر بخواهم از نویسنده بگویم تا اندکی به انگیزهی درونی او در نگاشتن این اثر دست یابم همین بس که او در نوجوانی رویای آوازهخوان شدن را در سر میپرورانده است. «علیرضا کیوانینژاد» در مقدمهای که بر ترجمهی خود از این کتاب نوشته است، میگوید: «ایشیگورو در این اثر به ندای قلبیاش پاسخ میدهد که از نوجوانی با او همراه بوده، اما چیزی جز «تجربه» برایش در پی نداشته است، و شاید هم «شکست»؛ و آن چیزی نیست جز موسیقی. او بارها به این مسئله اشاره کرده که علاقهاش به این عرصه اگر بیشتر از تألیف داستان نباشد، کمتر نیست و چه فرصتی بهتر از این. و عجب آنکه از چنان تسلطی بر این حوزه برخوردار است که گویی تحصیلاتی را در همین عرصه پشت سر گذارده، حال آنکه اینگونه نیست.»
خودفریبی، رویاهای تحققنیافته و افسوس برای گذارِ اوقات، مضامین و درونمایههای اصلی داستانهای ایشیگورو به شمار میروند. مجموعه مانند یک چرخه در یک کافه واقع در ونیزِ ایتالیا میان نوازندگان شروع و به پایان خود میرسد. در حقیقت در این اثر موسیقی به مثابهی ابزاریست برای درک اندیشهها و احساسات آدمی نظیر عشق، اشتیاق و حسرت. ابزاری برای بیان آنچه که نه در مقال میگنجد و نه میتواند به رشتهی تحریر درآید. موسیقی شاید بعد از سکوت همان چیزی باشد که میتوانیم برای بیان آنچه که قابل گفتن نیست، به آن پناه ببریم.
@elixir_journal
Post #107
381