شکر خدا که مرگ هست...
🖊مرگ ديگران هرچند مرا ناراحت كند، ولی دركى از مرگ به من نمىدهد. مرگ در درون وجود بشرى من شكل مىگيرد. مرگ، نه يك سفر است و نه يك ادامه. مرگ يك امكان است نه يك واقعه...
🖊 از لحظهاى كه من به اين جهان مىآيم، جهانى كه در ساختن آن هرگز دستى نداشتهام و به آن پرتاب شدهام، درست همانم كه در اين ضرب المثل آمده: «از لحظهاى كه به عرصهى وجود گام مىنهيم به اندازهى كافى عمر كردهايم كه بميريم.» و ما در زندگى روزانه مىكوشيم تا اين مرگ را، نه به صورت يك امكان كه هميشه با ما روبروست، بلكه به صورت يك واقعه كه هميشه اتفاق مىافتد و به درواقع به من مربوط نيست نگاه كنيم...
🖊 با اين گريز و كوشش زيركانه، مىخواهيم نشان بدهيم كه از مرگ آگاهيم و بر آن وقوف داريم و رو به آن داريم ولى مرگ به صورت يك امكان، هميشه ما را از ابتذال زندگى بيرون مىكند و شكل نيمه روشنى از وجود اصيل به دست مىدهد. و اين است كه مرگ، آزادىبخش است. شكر خدا كه مرگ هست، وگرنه من چگونه به زندگانى ادامه مىدادم؟!
اگر مرگى در كار نبود من ناگزير بودم به اين «ديگرىبودنِ» خود براى هميشه ادامه بدهم و بدلى بمانم و هستىِ بدلى خود را براى هميشه تحمل كنم.
📖🛒روش نقد، ج ۵
📱با ما به دنیای عینصاد بیایید:
https://t.me/einsad
Post #11381
3.72K