TGViewer
عمو احسان{دوبله} عمو احسان{دوبله} @ehsundub · 102 subscribers
Post #436 122
سکوتِ گل‌ها، زبانِ خارها را درازتر کرده بود؛ باغبان، چشم‌اندازش به اندازه‌ی اندازه نبود. نفس عمیقی کشید و دستانش را سایبان کرد.
بیل را برداشت و گفت: ای کاش کسی بود مرا نیز شخم می‌زد و بذرِ امید را در من می‌کاشت تا غنچه‌ی شادی، در خاکِ تنم ریشه کند.

عصای پیری منم؛
این بیل شده است، می‌دانم…

امروز، دور از جانتان، سرما در تنِ من خودش را گرم می‌کند.
خب، عیبی ندارد…
خاکِ زیر پایم، جای من بگذار نفس بکشد؛ اما ترسیدم!

ترسیدم نکند با بیل، نفسِ خاک را در شیشه کنم.
با هر سرفه، عقب‌نشینی می‌کردم به جنگِ میانِ پیرمرد و خارهای سخنگو.
خاک‌های رطوبت‌زده بوی خاطرات را می‌دادند و دستانم بوی خستگی.
کمرم ترقه‌بارانِ سالیانِ بی‌چهارشنبه بود؛ نوارِ دستانم بیل را زیبا نمی‌کرد، اما حداقل مرا باغبان نشان می‌داد.

باغبانِ بی‌بیل…
چه طنزِ تلخی است.
قلمِ باغبان بیل است!
بعضی بیل‌ها در خونِ گل‌ها غرق می‌شوند و بعضی دیگر در خونِ باغبان؛
اما امیدوارم روزی بیلِ طلایی را به من بدهند تا خاکِ سیاهِ وجودم را شخم بزنم.

احسان
  • ❤ 2
More from @ehsundub
  1. Oct 4, 2026به یاد آقا مجید حبیبی❤️ .
  2. Oct 4, 2026🎬 The Boss Baby| بچه رئیس «بعضی حرفا رو حتی بچه‌رئیس هم نمی‌تونه بی‌احساس بگه… 🥹» 👶🏻تئ…
  3. Oct 4, 2026تموم راه‌های زندگی‌ام به تو ختم می‌شد با این که ختم عالم بودی.
  4. Oct 4, 2026Post #1022
  5. Oct 4, 2026برو ز آنجا و ز پیش هر کس که قدر-ت را نمیداند.
  6. Oct 4, 2026وقتی مامانت زودتر از تو جورابتو و وسایلاتو پیدا میکنه: 😂 اصلا نگاه نمیکنید تیپ سازی های م…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →