TGViewer
عمو احسان{دوبله} عمو احسان{دوبله} @ehsundub · 102 subscribers
Post #343 83
تراوش های یک یاغی تصمیم گرفتیم که از ایران سه کیسه خون بزنم و بروم خارج دوتایش را اهدا کنم و این چرخه را آنقدر تکرار کنم تا بشوم پولدار و مافیای خون.
اما اینگونه خون‌ کسی به گردنمان می‌افتد میدانی؟
خنده‌اش کشان کشان به دیوار غم خورد
و چشم‌هایش عینک ناامیدی را به صورتش قاب کرد و گفت: عیبی ندارد؛ سه کیسه خون را از یک نفر کش نمی بریم...خوب است؟.
گفتم اینگونه که بدتر است!
+چراا؟؟!
_ خب اینگونه خون چند نفر روی گردنمان می‌افتد...
خودش خنده‌اش گرفت و گفت: گر به جهنم می‌روی مردانه رو.
گفتم: همین کم مانده تیتر روزنامه‌های مملکت چهره‌ی ما را بزنند و بنویسند: خونآشام‌های ایران، سلطان خون
"ی. م_آ. م".
گفت: ما سلطان خونیم یا...«جلوی دهنش را گرفتم» "هیس ساکت شوو...".
+ولی میتونیم آدم‌ها رو کلون کنیم و از خونشان استفاده کنیم مگه نه؟ یه جوری خودکفا هم میشیم.
نفس عمیقی کشیدم و گفتم: میشه بریم...؟
با خودش گفت: اگه رفتیم خارج حتما توو مسیر رفتن" خاطرات شمال محاله یادم بره" رو با هم بخوانیم باشه؟
و آرام گفتم: باشد.

احسان
  • ❤ 1
More from @ehsundub
  1. Oct 5, 2026کمالگرا تا نگاه کنه چه تیپ صدایی به کارکتر میاد عملگرا یه سینمایی رو تموم کرده.
  2. Oct 4, 2026به یاد آقا مجید حبیبی❤️ .
  3. Oct 4, 2026🎬 The Boss Baby| بچه رئیس «بعضی حرفا رو حتی بچه‌رئیس هم نمی‌تونه بی‌احساس بگه… 🥹» 👶🏻تئ…
  4. Oct 4, 2026تموم راه‌های زندگی‌ام به تو ختم می‌شد با این که ختم عالم بودی.
  5. Oct 4, 2026Post #1022
  6. Oct 4, 2026برو ز آنجا و ز پیش هر کس که قدر-ت را نمیداند.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →