هفته گذشته هشدار دادیم که افزایش هزینه واقعی سرمایه در حال انتقال به بازار اعتبار است. فاصله بازده اوراق شرکتی پرریسک از آستانه ۳۰۰ واحد پایه عبور کرده بود و احتمال گسترش فشار اعتباری را بررسی کردیم. این هفته آن هشدار از بین نرفت، اما تشدید هم نشد.
فاصله بازده اوراق پرریسک از ۳۱۰ به ۳۱۵ واحد پایه رسید و در طول هفته حتی تا ۳۰۳ واحد پایه پایین آمد. بنابراین هنوز نشانهای از حرکت شتابان به سمت محدوده بحرانی ۳۵۰ واحد پایه مشاهده نمیکنیم.
در همین حال، بازده اوراق ۱۰ساله آمریکا برای مدتی به ۵.۳۶٪ رسید؛ بالاترین سطح از سال ۲۰۰۲. بازده اوراق ۳۰ساله نیز به نزدیکی ۵.۷۳٪ افزایش یافت. با وجود این، هر دو در پایان هفته اندکی پایینتر از هفته قبل قرار گرفتند.
پس هزینه سرمایه همچنان بسیار بالاست، اما بازار اوراق برخلاف تصور برخی تحلیلگران با کمبود خریدار مواجه نشده است.
در هفته منتهی به ۷ اکتبر، حدود ۱۹.۸ میلیارد دلار وارد صندوقهای اوراق قرضه آمریکا شد رکوردی هفتگی.
صندوقهای اوراق دولتی کوتاهمدت و میانمدت حدود ۶.۸ میلیارد دلار و صندوقهای اوراق شرکتی معتبر نیز بیش از ۵ میلیارد دلار سرمایه جذب کردند. اما مهمترین شواهد از حراجهای اوراق خزانهداری به دست آمد.
دولت آمریکا ۳۹ میلیارد دلار اوراق ۱۰ساله با بازده حدود ۵.۳۰٪ عرضه کرد.
در برابر هر واحد اوراق عرضهشده، تقاضایی معادل ۲.۷۷ واحد ثبت شد؛ قویترین نسبت تقاضا به عرضه از سال ۲۰۱۴.
حدود ۸۰٪ اوراق نیز به خریداران غیرمستقیم، از جمله سرمایهگذاران خارجی، اختصاص یافت و سهم معاملهگران واسطه بسیار ناچیز بود.
حراج ۲۲ میلیارد دلاری اوراق ۳۰ساله نیز با تقاضای مناسب برگزار شد. پس سرمایهگذاران از خرید بدهی دولت آمریکا منصرف نشدهاند فقط برای خرید آن بازده بسیار بیشتری میخواهند.
در بحران تأمین مالی، خریداران حتی با بازدههای بالا نیز حاضر به جذب اوراق نیستند. اما در شرایط فعلی، افزایش بازده خودش به عاملی برای جذب سرمایه تبدیل شده است.
آیا خطر بازار اوراق برطرف شده است؟ برآورد بانک فدرال رزرو نیویورک نشان میدهد صرف بازده سررسید اوراق ۱۰ساله به حدود ۹۶ واحد پایه رسیده؛ بالاترین سطح در حدود ۱۲ سال گذشته. این صرف، جبران اضافهای است که سرمایهگذاران برای نگهداری اوراق بلندمدت در برابر نااطمینانیهای آینده مطالبه میکنند.
کسری بودجه دولت، انتشار سنگین بدهی، نوسان تورم و رقابت جهانی برای جذب سرمایه از عوامل مؤثر بر آن هستند.
بنابراین سرمایهگذار میتواند همزمان دو نظر داشته باشد:بازده ۵.۳٪ برای خرید جذاب است، اما برای پذیرش ریسک بلندمدت همچنان جبران بیشتری میخواهم.
در بازار ابزارهای پوشش ریسک نیز تقاضا برای محافظت در برابر افزایش بیشتر نرخها بالا رفته است.پس رفتار سرمایهگذاران را نباید خوشبینی کامل تعبیر کرد. آنها در قیمتهای فعلی خریدارند، اما همچنان خود را در برابر افزایش بیشتر بازده محافظت میکنند.
دولت آمریکا تنها متقاضی بزرگ سرمایه نیست. گسترش زیرساختهای هوش مصنوعی نیز به منابع مالی عظیمی نیاز دارد.
برآورد مورگان استنلی نشان میدهد این صنعت ممکن است تا سال ۲۰۲۸ به حدود ۱.۵ تریلیون دلار تأمین مالی خارجی نیاز داشته باشد.
همزمان دولتهای اروپایی، ژاپن، صنایع دفاعی و سایر شرکتهای بزرگ نیز در بازار بدهی فعالاند. حتی اگر تقاضا برای اوراق خزانهداری قوی باقی بماند، حجم عرضه رقیب میتواند مانع کاهش پایدار بازدهها شود.
پس طبق چیزی که در گذشته بررسی کردیم سرمایه وجود دارد، اما متقاضیان آن آنقدر زیاد شدهاند که قیمت تأمین مالی در سطح بالاتری تعیین میشود و باید دید خریداران در مجموع چه میزان سرمایه میتوانند اختصاص دهند.
در بازار سهام نیز نشانهای از تسلیم گسترده دیده نمیشود. اگرچه حدود ۵.۱ میلیارد دلار از صندوقهای سهام آمریکا خارج شد، صندوقهای فناوری نزدیک ۴.۵ میلیارد دلار سرمایه جذب کردند و شاخصهای اصلی هفته را مثبت به پایان رساندند. پس سرمایهگذاران همچنان انتخابی عمل میکنند و به شرکتهایی که چشمانداز سودآوری روشنتری دارند علاقه نشان میدهند.
وضعیت مصرفکننده متفاوت است. شاخص اعتماد مصرفکننده دانشگاه میشیگان به ۴۶.۳ کاهش یافته و ارزیابی شرایط فعلی اقتصاد به پایینترین سطح تاریخی این نظرسنجی رسیده است.
با این حال درخواستهای جدید بیمه بیکاری همچنان پایین و در حدود ۱۹۷ هزار مورد است پس خانوارها نسبت به آینده بدبینتر شدهاند، اما شرکتها هنوز به اخراج گسترده کارکنان روی نیاوردهاند. مصرف خانوارهای پردرآمد هم تا حدی از رشد ارزش داراییهای مالی حمایت میگیرد، درحالیکه خانوارهای کمدرآمد فشار بیشتری تحمل میکنند.
این وضعیت یک آسیبپذیری ایجاد میکند: اگر بازار سهام بهشدت تضعیف شود، یکی از عوامل حمایتکننده مصرف خانوارهای پردرآمد ضعیف میشود.
ادامه ⬇️
@ehsanviews
Post #1193
825
- ❤ 9