🌕همه نامزدهای بالقوه ایران برای نوبل
احسان رضایی
@ehsanname
ماجراهای نوبل ادبیات امسال، با مصاحبه باب دیلن ختم به خیر شد، اما داستان نوبل همچنان ادامه دارد. طبق اعلام، پروسه نوبل سال بعد، از زمان اعلام نوبل هر سال و با ارایه پیشنهاد از طرف اعضای آکادمی علوم سوئد، استاد تمام (پروفسور)های دانشگاههای دنیا، دانشمندان معروف و برندگان قبلی نوبل شروع میشود. مثلا گوردون بال، استاد دانشگاهِ «واشنگتن و لی» به والاستریت ژورنال گفته از ۱۹۹۶ باب دیلن را به آکادمی نوبل پیشنهاد میداده. کمیته نوبل فهرست همه پیشنهادها تا ۱۹۶۵ (البته در مورد نوبل پزشکی تا ۱۹۵۳) را روی سایتش گذاشته و معلوم است که کی، چه سالی و توسط چه کسی به نوبل معرفی شده. نکته بامزه این فهرست، پیشنهادهای ایرانی است: همه کاندیداهای نوبل ایران تا سال ۱۳٤۲ (۱۹۶۵ میلادی).
اولین باری که یک ایرانی به آکادمی نوبل معرفی شد، پیشنهاد نوبل صلح برای میرزا رضاخان ارفعالدوله، دیپلمات معروف است. سال ۱۹٠٤ یک سناتور بلژیکی پرنس ارفع را به خاطر نمایندگی دولت مظفرالدینشاه در انجمن صلح لاهه، کاندیدای نوبل صلح کرد. اما اولین پیشنهاد ایرانی برای نوبل ادبیات، یک اسم نه چندان معروف است: ابوالقاسم اعتصامزاده. این اعتصامزاده، دو دوره نماینده مردم بجنورد بود، به زبان فرانسه شعر دارد و به خاطر ترجمۀ رباعیات خیام به فرانسوی برنده جایزه فرهنگستان فرانسه بود. اما آثار فارسی او را بخواهید، عبارتند از: «هزار مسئله حساب و هندسه و جبر و مقابله»، «هزار و یک خنده» و ترجمه «نامههای ایرانی» منتسکیو. صاحبِ این کارنامه را عیسی سپهبدی، استاد زبان فرانسه دانشگاه تهران به عنوان نامزد نوبل ادبیات ۱۹٤٤ به آکادمی معرفی کرده. ۲٠سال بعد احمد متیندفتری، استاد حقوق دانشگاه تهران و سیاستمدار معروف، حسین قدسنخعی را نامزد نوبل ادبیات ۱۹۶٤ کرد. این قدسنخعی هم بیشتر از ادیب بودن، سیاستمدار بود، چند بار وزیر خارجه شد، در کشورهای مختلف سفیر بود، در عین حال رباعی هم میگفت و آن موقع، حسابی حلوا حلوا میشد که رباعیاتش همتای آثار خیام است. به عنوان «بدون شرح» خودتان یک نمونه از شعرهایش را بخوانید: «روز آمدهایم و شب به جا بازرویم/ با خصم و رفیق و یار و پرناز رویم/ در داخل و روی خیمه، چون لعبتکان/ هرجا به هوای خیمهشب بازرویم». سومین ادیب ایرانی که برای نوبل ادبیات پیشنهاد شده، زینالعابدین رهنما است که از طرف علیاصغر حکمت که آن موقع رییس انجمن قلم بود، به عنوان نامزد نوبل ادبیات ۱۹۶۵ معرفی شد. رهنما روزنامهنگار معروفی بود که در زمان رضاخان به لبنان تبعید شد و آنجا، تنها رمانش یعنی رمانی تاریخی به نام «پیامبر» را نوشت که البته در آن زمان پرفروش بود. بامزه است که محمدعلی جمالزاده (یا آن طور که سایت نوبل درج کرده Muhammad Cali Jamalzadeh) یکی از مهمترین داستاننویسهای ما هم در همین سال ۱۹۶۵ کاندیدای نوبل ادبیات شد، ولی از طرف ریچارد نلسون فرای، ایرانشناس معروف (همان که عید پیارسال درگذشت و سر دفنش در کنار زایندهرود داستان درست شد) از دانشگاه هاروارد. یعنی بهترین انتخاب از بین نویسندگان ایرانی آن زمان، برای نوبل را یک غیرایرانی انجام داده. جمالزاده خودش («اسنادی از مشاهیر ادب معاصر ایران» جلد چهارم، صفحات ۴۲۵ تا ۴۲۸) مدعی است شانس نوبل بردنش زیاد بوده ولی دربار پهلوی مانع برنده شدن او شد. هرچند یک نگاه ساده به لیست کاندیداهای نوبل ۱۹۶۵ با اسمهایی مثل آنا آخماتووا، میگل آنخل استوریاس، ساموئل بکت، خورخه لوییس بورخس، هاینریش بل، آندره مالرو، یوکیو میشیما، آلبرتو موراویا، ولادیمیر ناباکوف، پابلو نرودا، عزرا پوند و میخاییل شولوخف (که برنده نوبل آن سال شد) یکهوا آدم را به جمالزاده مشکوک میکند.
بین ادبای ایرانی، دو کاندیدای دیگر نوبل هم داریم، ولی برای نوبل صلح. یکی محمد حجازی، رماننویس معروف عصر پهلوی که از طرف غلامعباس آرام (وزیر خارجه آن زمان) نامزد نوبل صلح ۱۹۶۵ شده و یکی حسین کاظمزاده ایرانشهر که از طرف حسن تقیزاده (سناتور معروف) نامزد نوبل صلح ۱۹۵۵شده است. در توضیح پیشنهاد ایرانشهر نوشته شده «او از ۱۹٠٤ عمرش را برای پیوند زدن بین شرق و غرب صرف کرده» (ایرانشهر ساکن سوییس بود و آنجا نشریه «ایرانشهر» را منتشر میکرد و کتاب چاپ میزد و از این قبیل امور) ولی برای محمد حجازی هیچ توضیحی نیست و بیشتر به نظر میرسد که او اشتباهی به عنوان کاندیدای نوبل صلح معرفی شده باشد. اینها را هم داشته باشید که احمد متیندفتری سال ۱۹۶٤ و از سر خودشیرینی، محمدرضا پهلوی را به خاطر میانجیگری بین هند و پاکستان نامزد نوبل صلح کرده بود و پرنس ارفع، بجز ۱۹٠٤، در سالهای ۱۹۳۳، ۱۹۳۵، ۱۹۳۶ و ۱۹۳۷ هم کاندیدای نوبل صلح شده، همیشه توسط یک استاد حقوق از دانشگاه اینسبروگِ اتریش، آن هم بدون هیچ دلیلی.
@ehsanname
از شماره ۱۲۵ هفتهنامه «تماشاگران امروز»
Post #851
2.63K