🔹دربارۀ یک انتخاب
در خبرها بود که گروه محترم واژه گزینی فرهنگستان، برای قاعدگی یا همان پریود زنان، دو معادل «دَشتان» یا «ماهینگی» را تصویب کردهاند. (منبع)
از بین دو واژه پیشنهادی فرهنگستان، یکی که لغتی بسیار قدیمی است و دیگری هم شبیه همان اصطلاح معمول و رایج «عادت ماهیانه». قاعدتاً در واژهگزینی باید به سابقه و معنای واژهها هم توجه کرد. «دَشتان» لغتی است که با «داغ» همریشه است. به این شکل که دَشتان یا daštān از اصطلاح اوستایی daxštavaitī به معنای زن قاعده و نیز نشاندار و با داغ علامتزده میآید. این لغت خودش از ریشۀ daxša به معنای سوختگی و داغ مشتق شده که با اضافه شدن هجای š به dax ساخته شده. (فرهنگ ریشهشناختی زبان فارسی، دکتر محمد حسندوست، جلد ۲، صفحه ۱۳۲۷)
اینکه برای زن در دورۀ قاعدگی، چنین اصطلاحی به کار میرفت به عقاید خاص ایرانیان باستان برمیگردد. طبق متون زرتشتی کهن، زنِ دشتان باید از سایر اهل خانواده دور و جدا میماند و از فعالیتهای روزانه مثل آشپزی منع میشد. به اتاق یا خانههایی که برای این جداسازی در نظر گرفته میشد «دَشتانستان» میگفتند. تماس با آتش از طرف زن دشتان، ممنوع و مستحق مجازات بود. حتی در مورد ظروفی که در این دوره باید در اختیار زنان قرار بگیرد، بحثهای مفصلی وجود دارد.
طبیعی است که این عقاید مخصوص زمانهای بوده که چیزی از فیزیولوژی تخمدانها و چرخۀ هورمونی نمیدانستند و در عوض از خون میترسیدند و آن را آلوده و خطرناک به حساب میآوردند. برای همین هم لازم میدانستند تا زن قاعده را با داغ و نشان از بقیه جدا کنند. در چنان فرهنگی، چنین لغتی هم موضوعیت داشت. اما چرا امروزه این واژه را باید پیشنهاد و توصیه کرد؟
@ehsanname
Post #6472
12K