پیشنهاد بنیادی
✍️احسان رضایی: چند صباحی بیشتر از شروع به کار وزارت ارشاد جدید نگذشته و در همین مدت، خبرهای بسیاری داشتیم. از جمله وزیر محترم ارشاد نشان دادهاند که توجه خاصی به شعر و ادبیات دارند. هم، اولین نشست کاری ایشان با جماعت شاعران بود و هم چندباری در باب احیای دوباره «بنیاد شعر و ادبیات داستانی» برای رسیدگی به اوضاع نویسندگان گفتهاند. برای آنها که در جریان نیستند عرض شود که این بنیاد، تا همین سال پیش به عنوان نهادی مستقل فعال بود و بعد با موسسه نمایشگاههای فرهنگی و خانه کتاب، ادغام شد و تبدیل شد به یکی از بخشهای موسسه جدید با عنوان «دفتر گسترش شعر و ادبیات داستانی». بنیاد سابق و دفتر لاحق، هم وظایفی تقویمی مثل برگزاری سه جشنوارۀ ادبی (جایزه جلال آلاحمد در حوزه داستان، جایزه شعر فجر و جایزۀ پروین اعتصامی ویژه آثار نویسندگان زن) را برعهده دارد و هم در حوزۀ آموزش شعر و داستان و تولید محتوا فعال است (با داشتن پایگاههایی فعال و پرمخاطب مثل پایگاه نقد شعر، پایگاه نقد داستان و دانشنامه مجازی ویکیادبیات). به علاوه این مرکز محل رجوع بسیاری از اهالی شعر و داستان و گرهگشای آنهاست. اینکه آقای وزیر به فکر این دفتر/بنیاد هستند، البته که اتفاق خوبی است. گفت: «نیت خیر مگردان که مبارک فالی است». استدلالهایی هم که برای احیای بنیاد انجام میدهند، مثل اینکه مقولۀ محتوای ادبی با کارهای اداری و ستادی نظیر برگزاری نمایشگاههای فرهنگی و برنامههای اجرایی نظیر هفته کتاب یا طرحهای فصلی خرید کتاب سنخیت ندارد، همگی حرف حساب است و جای هیچ چون و چندی در کار نیست. ایراد قضیه، به درستی تشخیص داده شده و باید برایش چاره کرد. این دغدغهای است که شاعران و نویسندگان هم داشتند. برخلاف بسیاری از اقشار فرهنگی دیگر که صاحب صنفها و مجامعی هستند، اهالی قلم نهادهای چندانی برای رسیدگی به اموراتشان ندارند. اینکه بخشی از ارشاد به مشکلات آنها رسیدگی کند، یا دستکم حواسش به آنها باشد، و البته این کار را هم بدون اینکه هزارتوی کاغذبازی و بوروکراسی کشندۀ ادارات انجام دهد، کمترین حق آنهاست. ما هم باید از رویکرد وزارتخانه برای توجه به امور شاعران و داستاننویسان حمایت کنیم و پیشنهادهای خودمان را ارایه دهیم. بخصوص که روند اداری انجام امور، بسیار زمانبر است. انحلال بنیاد پیشین، چند ماه زمان برد و آنطور که شنیدهایم کارهای حقوقی آن هنوز هم به پایان نرسیده است، انجام حرکتی در جهت مخالف هم حتماً دوباره زمان و هزینه و انرژی زیادی لازم دارد. اگر قرار است دوباره چند میلیارد برای این کار صرف شود، میتوان همان مبلغ را برای حمایت از شاعران و داستاننویسها هزینه کرد. در حال حاضر در ساختار خانه کتاب و ادبیات، دفتر گسترش تشکیل شده است. میشود برای عملی شدن نیتِ خیرِ حمایت از اهالی قلم، همین دفتر موجود را ارتقاء داد و به آن جایگاه ویژه و برجستهتری داد. با این کار، مقصود آقای وزیر هم حاصل خواهد شد. چون به هر حال، ادغام موسسات فرهنگی ارشاد با صرف هزینههای بسیار انجام شده و ساختار جدیدی شکل گرفته است. به علاوه حضور دفتر گسترش در کنار خانه ادبیات، مزایایی هم دارد. از جمله اینکه یک شاعر یا نویسنده با سر زدن به این مرکز، میتواند باقی امور اداری مرتبط با کارش (شابک، بیمه نویسندگان، وام و باقی مسایل مالی، جشنوارهها و جوایز کتاب، نشستهای سرای اهل قلم، خبرگزاری ایبنا، ...) را هم همانجا انجام دهد. این است که اگر بشود با کمترین هزینه همین ساختار موجود را ارتقاء داده و کارآمدتر کرد، به گمانم بهتر و مفیدتر از اختراع دوبارۀ چرخ است. تجربه نشان داده که همیشه هم نیتهای خیر به نتیجۀ دلخواه نمیرسد. قصد حمایت از اهالی قلم اگر در کار است، باید همان را با سرعت بیشتر و بازدهی بالاتر انجام داد. رییس فعلیِ دفتر گسترش شعر و ادبیات داستانی (غلامرضا طریقی) خودش از شاعران شناختهشده و مورد اقبال و احترام در بین اهالی قلم است، میشود او را با اختیارات بیشتر، معاونت یا قائممقام خانه کتاب در زمینه ادبیات کرد تا نیت وزیر محترم ارشاد هم عملی شود. کار نیکو کردن از پر کردن است.
@ehsanname
📌این یادداشت در روزنامه «همشهری» (۲۳ آبان ۱۴۰۰) منتشر شده است
Post #6317
5.29K