▪️گاهی هست که کارهای نکرده هم به اندازۀ انجامدادهها اهمیت پیدا میکند. استاد علامه محمدرضا حکیمی که عصر دیروز درگذشت، آثار مهم و فراوانی دارد. در شعر و نثر قلم پرشوری داشت و در پژوهش هم جزو نامآوران بود. از شیخ آقابزرگ تهرانی، کتابشناس بزرگ شیعه، اجازۀ روایت داشت. در محضر ادیب نیشابوری درس خوانده بود و با بزرگانی چون فروزانفر و همایی و علامه امینی نشست و برخاست داشت. اخوانثالث به او «سربدارِ روزگار ما» لقب داده بود (در تقدیمیۀ شعر «دگر ره شب آمد تا جهانی سیا کند ...» در دفتر «ارغنون»)، ... و هزار تعریف دیگر میشود از او کرد. اما نامهای که در آبان ۱۳۸۸ و برای امتناع از دریافت جایزۀ دولتی فارابی، که اختصاص به برگزیدگان علوم انسانی دارد، نوشته به تنهایی برای شناخت او کافی است:
باسمه الحکیم
اطلاع یافتم که به عنوان یکی از برگزیدگان جشنواره فارابی انتخاب شدهام. ضمن سپاسگزاری از اظهار لطف داوران، به استحضار میرساند که اینجانب در جشنوارهها حضور نمییابد. در جشنوارۀ اخیر نیز حضور نیافته و جایزهای دریافت نکرده است.
همانگونه که پیشتر هم یادآور شدهام، بار دیگر تأکید میکنم که تا هنگامی که در جامعه ما فقر و محرومیت مرئی ونامرئی بیداد میکند، برگزاری چنین جشنوارههایی، از نظر اینجانب در اولویت نیست.
در این جشنواره از فاضلان و استادانی، به نام خدمت ۵۰ساله به علوم انسانی تجلیل شده است. پرسش این است آیا این علوم برای ثبت در کتابها و در دنیای ذهنیت است یا برای خدمت به انسان و حفظ حقوق انسان و پاسداری از کرامت انسان است در واقعیتِ خارجی و عینیت؟ نصاب مقام انسان در معیشت و زندگی به منظور رشد متعالی، رسیدن به اقامۀ «قسط قرآنی» در حیات اقتصادی است (لیقوم الناس بالقسط) و برخوردار بودن انسانها از حیثیت و کرامت و آزادی در حیات اجتماعی و سیاسی (ولقد کرّمنا بنیآدم).
آری، باید بکوشیم تا جامعۀ ما چنان نباشد که دربارهاش بتوان گفت: «از دو مفهوم انسان و انسانیت، اولی در کوچهها سرگردان است و دومی در کتابها»!
محمدرضا حکیمی
@ehsanname
Post #6202
11.2K