🌕 هاندکه، میلوشویچ، پینوشه و دیگران
@ehsanname
اعتراض به نوبل گرفتن پیتر هاندکه ادامه دارد و از رئیسجمهور آلبانی تا انجمن قلم آمریکا، جایزه دادن به حامی نسلکشیِ صربها در جنگ بالکان را تقبیح کردهاند و احتمالاً مراسم اهدای جایزه در ماه دسامبر (آذر) هم جنجالی خواهد شد.
خود پیتر هاندکه در تنها گفتگویش در این مورد، گفته دیگر هرگز در مورد سیاست صحبت نخواهد کرد و فقط به سوالهایی در مورد رمانهایش جواب میدهد (مصاحبه با گاردین +). موضع نوبل هم در این مورد، کنار کشیدن خودش بوده. آندرش اولسون، سخنگوی بنیاد نوبل موقع اعلام اسم هاندکه به عنوان برنده گفته بود: «این جایزهای ادبی است، جایزۀ سیاسی نیست.» و اخیراً هم ماتس مالم، دبیر دائمی فرهنگستان سوئد (نهاد تصمیمگیر در مورد نوبل ادبی)، در مصاحبه با یک روزنامه سوئدی گفته خط قرمزشان استفاده از ادبیات برای تحریک به جنگ است و «برخی از کسانی که واکنش نشان دادهاند معتقدند که هاندکه کموبیش تحریک به جنگ کرده. ما نشانهای در تأیید این ادعا نیافتهایم.» (ترجمۀ این مصاحبه را اینجا + میتوانید بخوانید.)
@ehsanname
این در حالی است که کمیته نوبل، بارها به دلایل کسانی را از گرفتن این جایزه محروم کرده، معروفترین نمونهاش هم بورخس است.
آکادمی نوبل هر ساله اسناد مربوط به ۵۰ سال پیش خودش را آزاد میکند. دو سال پیش هم فهرست ۷۰ کاندیدای نوبل ادبی ۱۹۶۷ منتشر شد، که در بین آنها اسم ۳ ایرانی هم بود. (دربارۀ ایرانیهای آن فهرست، اینجا + را ببینید.)
در سال ۱۹۶۷ میگل آنخل آستوریاسِ گواتمالایی برندۀ نوبل ادبیات شد، درحالی که بین کاندیداها اسامی چهرههای بسیار معروفتر و معتبرتری، مثل خورخه لوییس بورخس، جیآرآر تالکین، گراهام گرین، ساموئل بکت، اوژن یونسکو، آلبرتو موراویا، پابلو نرودا، ازرا پاوند، ژرژ سیمنون و ... هم بود. گزارشی که از مذاکرات فرهنگستان سوئد در آن زمان منتشر شد، معلوم کرد آن سال، بورخس بین اعضای فرهنگستان طرفدار زیادی داشت، اما آندره اوسترلینگ، دبیر فرهنگستان یکتنه جلوی این انتخاب ایستاد و گفت سبک بورخس خیلی شخصی و شاعرانه است و رأی به بورخس را وتو کرد. او همینطور «ارباب حلقهها» تالکین را بیکیفیت میدانست و در مورد ساموئل بکت هم میگفت بدبینی زیادی دارد که با روح جایزه نوبل همخوانی ندارد. (البته بکت دوسال بعد آرمانگرا شده و نوبل ۱۹۶۹ را برد.)
اما این یک جنبۀ ماجراست. خبرنگار آرژانتینی که گزارش این ماجرا را نوشته بود، اضافه کرد که خودش از آرتور لوندکیست، یک عضو دیگر فرهنگستان که متخصص ادبیات آمریکای لاتین بوده شنیده که «آنها» هرگز به بورخس نوبل نمیدادند، چون او در سال ۱۹۷۶ به شیلی رفته و از دست دیکتاتور شیلی، آگوستو پینوشه دکترای افتخاری گرفته است. (این نقل قول را اینجا + میتوانید بخوانید.)
@ehsanname
در واقع نوبل هم از سیاست چندشش میشود و هم مسائل سیاسی برایش خیلی مهم است. مثلاً عیبی ندارد که پیتر هاندکه از اسلوبودان میلوشویچ «قصاب بالکان» و عامل نسلکشی در سربرنیتسا حمایت کرده و سخنران مرایم تدفینش بوده، اما بورخس چرا از پینوشه دکترا گرفت؟! گیریم که بورخس خودش هم یک عمر با دیکتاتور آرژانتین، خوآن پرون درگیر بوده، این که دلیل نمیشود!
بورخس تا زمان مرگش در ۱۹۸۶، هر سال کاندیدای جایزه نوبل ادبیات بود و هرگز این جایزه را نگرفت. خودش در یک مصاحبه در ۱۹۷۹ با این قضیه شوخی کرده بود: «فکر کنم این یکجور سنت اسکاندیناوی است که هر سال من را نامزد کنند و جایزه را به کس دیگری بدهند!»
@ehsanname
Post #5167
4.59K