″آخرین چیزی که قبل از تمامشدن پاییز میخواهم، تویی؛ البته نه با این فاصلهای که داری، نزدیکتر…اونقدر نزدیک که وقتی نگات میکنم، خودت از توی چشمام بفهمی تمام چیزی که برای سردترین شب سال میخوام، گرمای توئه.
و تورو میخوام برای شبی که انقدر نزدیکم باشی که دیگه نتونم به خودم دروغ بگم؛ چون راستش رو بخوای، من از اون آدمایی نیستم که وقتی یکی رو میخوان، به رفتنش فکر کنن، من بیشتر نگران اینم که اگه یه روز بخوای بری، با این همه چیزی که ازت توی خودم نگه داشتم، دقیقاً چطور قراره بذارم بری.
Post #3680
112
- 🔥 2
- ❤ 1