همانطور که می دانید در اخلاق پزشکی چهار اصل کلاسیک داریم:
🔹Autonomy (احترام به خودمختاری بیمار)
🔹Beneficence (سودرسانی)
🔹Non-maleficence (پرهیز از آسیب)
🔹Justice (عدالت)
در این بیمار، تعارض اصلی میان «سودرسانی» و «پرهیز از آسیب» است. اگر احتمال موفقیت CPR ناچیز باشد، انجام احیا ممکن است تنها موجب شکستگی دنده، آسیب جسمی و طولانی شدن روند مرگ شود.
اما آیا از نظر اخلاقی عدم انجام CPR قابل دفاع است؟
در بیماران مبتلا به سرطان انتهایی با پیشآگهی بسیار ضعیف، بسیاری از مقالات اخلاق پزشکی DNR را رویکردی اخلاقاً قابل قبول میدانند؛ زیرا CPR در چنین شرایطی اغلب بیفایده (Futile) بوده و تنها رنج بیمار را افزایش میدهد؛ از دیدگاه برخی صاحب نظران در این رویکرد،کرامت بیمار حفظ میشود و از مداخلات آسیبزا و بیفایده جلوگیری میشود.
پرسش بعدی این است که
آیا درخواست فرزند بیمار برای عدم احیا کافی است؟
از نظر اخلاقی، اظهارات خانواده میتواند در شناخت خواستههای قبلی بیمار کمککننده باشد؛اما خانواده مالک تصمیم درمانی بیمار در هر شرایطی نیستند. در این موارد نقش خانواده ببشتر بیان ارزشها و ترجیحات بیمار وکمک به تصمیمگیری جانشین (Substituted Judgment) است
تصمیم نهایی باید بر اساس قضاوت حرفهای پزشک و وضعیت بالینی بیمار باشد.
از نظر پزشکی قانونی ایران چه باید کرد؟
این قسمت مهمترین بخش پاسخ است.
در حال حاضر در ایران چارچوب قانونی شفاف و فراگیر برای DNR وجود ندارد با این حال، مطالعات نشان میدهد که اکثر پزشکان، بیماران و حتی خانوادهها با عدم احیا در بیماران مرحله نهایی(end stage )موافق هستنداما پزشکان به دلیل نگرانیهای حقوقی از اجرای آن اجتناب میکنند.
بنابراین:
⚠️صرف درخواست فرزند بیمار مبنای قانونی کافی برای عدم احیا نیست.
در صورت نبود دستور رسمی ثبتشده در پرونده، پزشک ممکن است از نظر حقوقی خود را موظف به آغاز CPR بداند و این وضعیت، پزشک را از نظر اخلاقی در تنگنا قرار می دهد.
📎 مجموعه «⁺Med»
#اخلاق_پزشکی
🖋 احد حسیبی
🏛دفترمنتورینگ دانشکده پزشکی افضلی پور کرمان
🆔@EDO_MDKMU