. او طی 15 سال 14 ورکینگ پیپر و 42 مقاله با همکاری اقتصاددانان بزرگ از جمله ژان تیرول منتشر کرد. گیتا گوپیناث اقتصاددان، فارحی را پل ساموئلسون نسل ما مینامد و میگوید فکر کنید علم اقتصاد پل ساموئلسون را در 41 سالگی از دست بدهد. ژان تیرول مینویسد «فارحی مقالاتی منتشر کرد که اقتصاد کلان کینزی را دگرگون ساخت. او با تحلیل شرایط به درستی اعتبار و محدودیتهای آن را مد نظر قرار میداد و هرگز در دام عقاید پیشین مانع تفکر نمیافتاد.» آخرین کار او دربارۀ اقتصاد کلان و شرایط همهگیری بیماریها بود که به ویروس کرونا توجه داشت.
اما فارحی خودکشی کرد؛ درخصوص خودکشی او بحثهای زیادی شد؛ در این میان یکی از دوستان دوران کودکیش نامهای نوشت که حاوی نکات مهمی بود:
زندگی میتواند در جوانبی به غیر از کار هم دشوار شود. بااینحال، در حرفۀ اقتصاد، به شکلی بحثانگیز، میان مناسبات کاری و شخصی بیش از سایر رشتهها تداخل پیش میآید. مطابق با برخی واکنشها به درگذشت او، امانوئل دوستان زیادی در حرفۀ اقتصاد داشت که حالا به درخشانبودنش (محقق واقعی، سوپر انسان، بهترین اقتصاددان نسلش) اشاره میکنند. اما من باور دارم که این گونه یادبود و قدردانی گرچه با نیت خوبی همراه است، چهبسا مسئلهدار هم باشد.
در مورد امانوئل، چنین عزت و احترامی شاید او را منزوی کرده باشد. درخصوص ارتباط خودم با او، من میدانستم که خودم را تا جایی که میتوانستم و باید از او دور نگه میداشتم زیرا فکر میکردم او برای انجام کارهایش به تنهایی نیاز دارد و من مستحقِ بودن با او نیستم. آبشخور این گونه احساسات، جنبۀ خیلی سلسلهمراتبی تحقیقات اقتصادی است که البته مختص رشتۀ اقتصاد نیست، اما با ماهیت بازاندیشانۀ این رشته ترکیب میشود که ما [اقتصاددانان] تمایلی به تحلیل فعالیتهای روزانهمان با استعارههای اقتصادی داریم و علاقۀ خاصی هم به عوامل تعیینکننده و اندازهگیری بهرهوری فردی و گروهی و همینطور ساختار مسیر شغلیمان داریم.
چالش پیش روی ما عبارت است از ایجاد و حظ یک محیط بلندپروازانه و محرک بدون از دست دادن قدرت دید آنچه زندگی دانشگاهی را بسیار مهم و جدی میکند: کار همکارانه و یک حس از تلاش جمعی و فراگیر. این همۀ چیزی است که برای تازهواردان اهمیت دارد، خاصه دانشجویان دکتری، که شاید برای تطبیق خودشان با هنجارهای حرفهای–زیرسوال- جدید رشتهشان درگیری دارند و کاملاً در معرض آشفتگی ذهنی قرار دارند.
نویسندۀ این نامه خودکشی او را به فشار رقابتی در زندگی دانشگاهی قبیلۀ اقتصادیها اشاره دارد. یادم هست دوستی داشتم در دانشگاه شیراز دکترا میخواند، به دلیل چاپ نشدن مقالهاش تا یک روز مشخص از شدت فشار و آشفتگی، ناراحتی قلبی پیدا کرد. البته، امروز دیگر مدرک دکترای اقتصاد حاوی علامت مهمی نیست و سکته کردن برایش دستکم در اقتصاد ایران معنادار نخواهد بود.
آلن کروگر
استاد اقتصاد دانشگاه پرینستون و عضو شورای مشاوران اقتصاد دولت کیلینتون و اوباما بود که در هاروراد درس خوانده بود. او در سال 1960 به دنیا آمد و در سال 2019 در خانهاش در پرنستون خودکشی کرد. کارهای او روی حداقل دستمزد در اقتصاد مشهورند. دیوید کارد و آلن کروگرمطالهای روی رستورانهای فست فودیِ واقع در مرزِ نیوجرسی و پنسیلوانیا انجام دادند تا ببینند افزایشِ دستمزدِ حداقلی در نیوجرسی در کنارِ عدمِ افزایشِ آن در پنسیلوانیا چه تاثیری روی اشتغالِ این رستورانها گذاشته است. پاسخ: هیچ اثری. به رغم اینکه در نیوجرسی حداقلِ دستمزدها افزایش یافته بود، اما رستورانهای این شهر کارکنانِ خود را تعدیل نکردند. یکی از آخرین کتابهایش عبارت بود از «کنکاشهایی در علم اقتصاد » که برای دبیرستانیهای نوشت و 860 صفحه بود. کتابی بسیار خواندنی و جذاب.
مارتین ویتزمن (1942-2019)
اقتصاددان دانشگاه هاروارد که کارهای اخیرش بر اقتصاد محیط زیست و مشخصاً تغییرات آب و هوایی متمرکز بود.
ویلیام (بیل) سندهولم
اقتصاددان دانشگاه ویسکانسین در جولای 2020 خودکشی کرد. او مشخصاً در زمینۀ تئوری بازیها مینوشت.
Post #28
887