ناگه برن سخنان ثینگول را قطع کرد
و پاسخی دندان شکن به زبان اورد
'مارپیچ هایت چه هستند بجز یک زنجیر
که در آن کشته می شود یک بیگناهه اسیر
ای پادشاه الفی، مکن عهدت را معکوس
مانند مورگوث بی ایمان، آن دروغگوی عبوس
به نام این حلقه - نشانه دوستی تا ابد
که خویشاوندت با پدرم در عشق بست یک عهد
پدرم که از او دفاع کرد با سپر و نیزه
نجات داد او را از شکار دشمن در پی ستیزه
میتوانی به من دهی آن مرگی که مستحقش نیستم
اما این نام هایی که به من میدهی را متحمل نمیشوم
نام فرومایه، جاسوس، بنده مورگوث و مورگول!
ایا این چنین است طریقه تالارهای ثینگول؟'
مغرورانه بود سخنان، و همه چرخیدند
تا جواهرات فروزان سبزفام را در حلقه ببینند
اینان را نولدور با قدرت الفی تزیین نمودند
اینان را بعنوان چشمان مار دوقلو قرار دادند
که زیر تاج گل طلایی سرشان به هم میرسید
یکی تاج را بالا نگه داشته، یکی میبلعید
نشانه ای که فینارفین ساخت برای خاندانش در دوران جوانی
و پسرش آن را به باراهیر هدیه داد بعنوان نماد دوستی ناگسستنی
💍 | #Beren
📖 | #Poem
🗺 | Middle Earth
Post #1636
3.65K



- 👍 15
- 👎 5
- 🔥 2
- 🤔 2
- 🕊 2