Post #2559
166
چی میشه اگر یک روز رندوم، احساس کنی گوشت تن دوستت خوشمزه به نظر میآد؟ این اتفاقیه که برای مَرن افتاد. بعد از این که توی شبنشینی مخفیانهای که مرن و دوستهاش داشتن، اون انگشت دوستش رو گاز میگیره، جوری که پوست و گوشت دست دوستش کنده میشه. و این اتفاق، پرده از راز هایی از زندگی مرن برمیداره که خودش نمیدونست وجود دارن. پدرش از ترس عواقب این کار مرن، اون رو با یک گواهی تولد و چند نوار کاست حاوی رازهایی که فکر نمیکرد هیچوقت نیاز به فاش شدنشون بشه، تنها میذاره. حالا این تصمیم مارن هست که میخواد دنبالهی این راز رو بگیره و خود واقعیش رو پیدا کنه، یا با حسی که تا الان سرکوب میکرده، مبارزه کنه.