مـاهـزاد ؛عزیزِمن؛ بگذار آغوش تورا نقطه امن این جهان بدانم، من سالهاست که به تو عشق میورزم، نه فقط به خاطر آنچه که در کنار تو تبدیل میشوم بلکه تو الهام بخش زندگیِ بیروح منی ، وقتی در کنار تو هستم، زندگیام غنی ترو پر از عشق میشود. تو معنای من و زندگیِ منی.
عزیزِمن؛ بگذار تورا ببینم و آنقدر محو زیباییهایت شوم که چشمانم را مقابل زشتی و بدیهای اطرافم کورکنم، من مدهوشم، مدهوش عطر تن تو، من به آن رایحهی عشقِ وجودت مدهوشم بیا در همسایگی تنم بنشین و بگذار تورا با خیال آسوده نفس بکشم مدهوش چشمانتم ، همان چشمهایی که نمایانگر درد های درونت است؛ همان چشمان بغضآلودت ، من به وجود آن گوارایی چشمهایی که همچو نورِ ماه بر وجودم پیاده میشود قسم میدهم که تو از نفس پاک مسیح پا به جهان گشودهای ! تو همان به دل نشستهی منی تا ابد.
لطفا تا یه مدتِ طولانی از من نپرسید چطورم، من حالم خوب نیست و معلوم نیست کِی خوب میشم ولی حتما اگه خوب شدم و به یه حال معلوم رسیدم خودم خبرتون میکنم.