Post #28396
493
وقتی به نسخه چهار سال پیش خودم نگاه کردم حتی نتونستم بشناسم که این واقعا کیه فهمیدم خیلی وقته خودمو گم کردم خیلی وقته اون احمقی که آدمای مهمی داشت،خانواده داشت رو نمیشناسم. انگارتو این سالها، لایهلایه عوض شدم نه به خاطر رشد، به خاطر خودم، هر بار که چیزیو شکستم، یه تیکه از خودم رو جا گذاشتم و ردشدم به خودم گفتم قویتر شدم ولی راستش فقط سردتر شدم الان که برمیگردم نگاه میکنم میبینم چقدر از چیزایی که برام مقدس بود، آروم آروم بیاهمیت شد. چقدر یاد گرفتم کمتر حس کنم کمتر بگم، کمتر اعتماد کنم انگار زندهام، ولی شبیه قبل نفس نمیکشم دلم برای همون نسخهای تنگ شده که بلد بود شاد باشه بیدلیل که اشتباه میکرد ولی هنوز به خودش ایمان داشت، که فکر میکرد دنیا با همه بدیهاش ارزش دوست داشتن رو داره نمیدونم کی و کجا گمش کردم فقط میدونم دلم میخواد یه روز دوباره پیداش کنم؛ حتی اگه کامل مثل قبل نشه، حتی اگه فقط یه تیکه کوچیکش برگرده همونقدر که یادم بندازه من هنوز میتونم خودم باشم، نه فقط کسی که از دردهاش و آسیب هایی که خودش ایجاد کرده ساخته شده.
- 🆒 6
- 💘 1