من خیلی متناقضم
دوست دارم خوشحال باشم اما تمام مدت به چیزای غمگین فکرمیکنم
من واقعا از خودم خوشم نمیاد ولی شخصی رو که بهش تبدیل شدم رو دوست دارم
میگم برام مهم نیست ولی همزمان تا عمق استخوانهام زیادی اهمیت میدم
توجه رو دوست دارم اما در عین حال هرچیزی که سرراهم قرار میگیره رو رد میکنم
مردم رو التیام میدم ولی قلب خودمو میشکنم تا به اونا کمک کنم
دوست دارم به بقیه گوش بدم ولی هیچوقت به بقیه نمیگم درونم چی میگذره
یک تناقض زنده..
Post #22246
573