#درمیان_قابها
در سر سفره به سمت مرغ درازم
بیست نفر گر میانه فاصله باشد
زنگ کبابی بسی به گوش من آمد
رفتم و دیدم که زنگ قافله باشد
گه ز پی قلوهام گهی ز پی دل
حسرتی لات بِه که یکدله باشد
سوری پرخور ز خوان فاتحه برخاست
گنده شکم چون زنی که حامله باشد
با نُخُچی کشمشم شریک به اطفال
گرنه ز ترس معلّم و لَله باشد
صرفی عاطل ز صرف، صرف نظر کن
زآنکه همه گفتههای باطله باشد
در همه آلات سفره چیست که وزنش
مفعل و مفعال یا که مفعله باشد
یک دو سه انگشت مزهچِش به سر دیگ
گر بخورم کس نگویدم دله باشد
بخت به سورم نخواند دیشب و ایوای
امشبش ار با من این معامله باشد
لانهی مرغان ز بهر تخم بکاوم
گرچه به سقف آشیان چلچله باشد
لقمهی غیب آنچه در رسد به گلویم
منتظرم گرچه تیر حرمله باشد
حالت من درمیان برّه پلوها
حالت گرگی بود که در گله باشد
در سر سبزی پلو بخفته به عرعر
همچو خری کو به سبزهها یله باشد
قسمت همکاسه پاک خوردم و گفتم
دوست نباید ز دوست در گله باشد
زو همه قُرقُر ز من پند که مخروش
مرد نباید که تنگ حوصله باشد
قافیه گر با گله گله شده کس را
با چو من استاد کی مجادله باشد
داند اگر این غزل رسد به فروغی
خسته دلی در قفای قافله باشد
#تقی_دانش (ضیاءلشکر و مستشار اعظم)
#دریایگوهر (جلد سوم، گزیده اشعار معاصرین،تالیف #حمیدی_شیرازی )
@drmhamidi
Post #376
2.87K
Forwarded from مهدی حمیدی شیرازی