#آفرینش_یک_بلبل_به_اشتباه
چار روز از بیست شد تا داستانی ساختم
مستی آینده ای از باستانی ساختم
نوز شش شب مانده تا گردد مه شمسی تمام
چون قمر هر هفت كرده داستانی ساختم
با همه سنگینی كار از سبک جانی كلک
در چنین مدت چنان كاخ گرانی ساختم
عشق آتش زد به جانم داد یزدان خامهای
من ز خود بیخود قلم را ترجمانی ساختم
آنچه من گفتم خدا گفت انچه گفتم عشق گفت
گفته های لامكان ها را مكانی ساختم
خواندم اندر بیهُشی اسرار عشقی در نهان
نور پیدایی هویدا از نهانی ساختم
فصل بندی هاش از نور خدا كردم پدید
نكته هاش از آتشین عشق دمانی ساختم
در میان نثر بنفهتم جهانی شوق و شور
یعنی از نثر دل انگیزی جهانی ساختم
داستانی ساختم چون بوستانی دلگشا
وز رخی دلكش بهار و بوستانی ساختم
خامهٔ جنبنده را دادم دو قرن از نظم و نثر
خامه را اسكندر صاحبقرانی ساختم
كلک افسونكار من جنبید و عشق هرزه را
از نگار هرزه رایی ، قهرمانی ساختم
گشت سنگینی عشقی در میانم چون قلم
تا بت سنگیندل نازکمیانی ساختم
بحر طبعم بود از پیشینه مالامال نظم
تا فراز نظم از نثر آسمانی ساختم
نثر پیر خسته را پیرایه ها بستم ز كلک
تا نگه كردی عروس دلستانی ساختم
شیوه ی زیبنده نثر باختر بردم به كار
چهره ی تابنده مهر خاورانی ساختم
هیچكس باور ندارد كاینهمه زیبنده نثر
با همه كاری بدین اندک زمانی ساختم
خود نه تنها نثر بنوشتم كه از نظم روان
بهْ ز هر گوینده ، دیوان كلانی ساختم
الغرض شش مه نشد كز جنبش دریای عشق
چار دفتر هر یكی چون گلسِتانی ساختم
خامه را كردم زبان آتشین دریای عشق
فكر و احساس نهانی را زبانی ساختم
همچو خورشید است پیدایم كه از سرمشق خویش
بهر دنیای جوان ، گویندگانی ساختم
نظم و نثر خسته ی فرتوت را دادم به باد
دلبر شوخ و جوان نكته دانی ساختم
زهر كردم در گلوی مادر آبستنی
تا ز پهلویش جدا شیرین لبانی ساختم
آنچه من كردم خدا كرد آنچه كردم عشق كرد
من به نیروی خدا و عشق ، كانی ساختم
تا كه كردم آنچه كردم پیكر من خرد شد
یعنی از بالنده سروی خیزرانی ساختم
والله و بالله كه نوک خامه اعجاز من است
زآنكه از وی آتش و آب روانی ساختم
هان فریبا طبع من زیبنده كلک من فری
كز تو نازک تن معانی را بیانی ساختم
دوش میخواندم نشید عشقی از گفتار خویش
گفت یزدان عاشقی را پهلوانی ساختم
با ملک میگفت هان و هان ز كلک نغز او
دلبر گنگِ طبیعت را ، زبانی ساختم
عالم فرتوت را میخواستم عشقی جوان
همچو او دلدادهای چون وی جوانی ساختم
تا بجنبد بحر هر جایی بتی كردم پدید
رهبر پیغمبری را قلتبانی ساختم
چیست این بالا پران؟ این بلبل خواننده كیست؟
خواستم مردی بسازم زند خوانی ساختم
#حمیدی_شیرازی
#قصاید
@drmhamidi
Post #318
1.25K