#آیینه
آیینه خوار گشت به چشمم هرآینه
زیرا که دیدم آن چه نباید در آینه
آیینه گویدم که جوانی گذشت و رفت
افسوس بر گذشته و نفرین بر آینه
تا این زمان حکایت آینده مینمود
اکنون ز رفتن است سخنگستر آینه
دیگر به روی آینه دیدن مرا چه کار؟
کآید به چشم تیره ز تو بهتر آینه
آیینه را کسی نگرد کز فریب عشق
در چشم اوست نقشی از آن دختر آینه
من در میان آینه بینم خزان مرگ
در دیده ی دل است مرا نشتر آینه
آنکس که خون دیده در آیینه بنگرد
خونین چرا کند دل سیمینبر آینه
مرد خرد کسی که به آیینه دل نبست
زآن دم که باز ماند ز اسکندر آینه
دارد جهان به یاد که روزی نهفته بود
در جان خویش نقش رخ شکّر آینه
#حمیدی_شیرازی
#غزلها
@drmhamidi
Post #316
1.16K