ای وزیران! ای امیران! ای بزرگان! ای پدرها!
ای به دانایی سمرها! ای به خوبی مشتهرها
ای سران ای تاجداران ای خدیوان ای عزیزان
ای پسرهای خلف ای جانشینان پدرها
ای به تخت نوذری زینتفزای پایتختان
ای به تیغ نادری آرایش زرینکمرها
ای پدرهایی که میخواندید بر بالای کرسی
آن رجزهایی که میدیدیم در گوش پسرها
ای کسانی کآنهمه عشق وطن کردید تلقین
ای خسانی کآنهمه جستید زین ره سیم و زرها
گوهر اشک یتیمان برخی سرنیزه کردن
نیک میارزد که دشمن را بُوَد بر نیزه سرها
خون چشم بیوهزن خوردن بنام جادهسازی
ارزشی دارد بدین بر دشمنان بستن گذرها
آفرین! زیر و زبر شد گر بدینسان تنگ بر ما
عاقبت دیدیمتان امروز در زیر و زبرها
راستی را این شمایید اینچنین شمشیر در کف؟
این شمایید اینچنین بشکسته بر دشمن سپرها؟
این شمایید اینچنین مردانه جان بر کف نهاده؟
این شمایید اینچنین ما را نگهبان از خطرها؟
آن درخت تلخ را از اشک مژگان آب دادن
آخرش این بود گاه بارگیری بار و برها؟
هیچ میدانید تاری گشت روز تیرهبختان؟
هیچ میدانید گریان گشت چشم کارگرها؟
هیچ میدانید میگریند شبها پاسبانان؟
هیچ میدانید میلرزند شبها پیلهورها؟
هیچ میدانید تلخیهای کام دیهقانان؟
هیچ میدانید جور عامل قند و شکرها؟
هیچ میدانید کآن طفلان لرزان برهنه
دوش چون پروانه جان دادند با شمع سحرها؟
هیچ میدانید مردان و زنان از تنگدستی
رویپوش جامهها را کردهاند از آسترها؟
هیچ میدانید چشم مادران شویمرده
همچو باران میزند بر چهرهی طفلان گهرها؟
هیچ میدانید کاینها را نباشد آشیانی؟
هیچ میدانید دارند آشیانی جانورها؟
ای خداوندان زر ای صاحبان سیم و هستی
ای به دولتها خریده خانههایی در سقرها
سرد شد جان جهان جنبید از جا ابر بهمن
جان طفلان رنجه شد از جنبش بیدادگرها
گلبنان مردند و بانگ شادمانیها سرآمد
باغبانان در فروبستند و آمد بانگ درها
وان پریشانمویکان خندهزن در نوبهاران
میخزند آهسته همچون جانور در جوی و جرها
اشک باید ریخت بر این مرغکان پرشکسته
رحم باید کرد بر این جوجهها بی بال و پرها
آن که هرگز پیش باد بهمنی یکشب نمانده
کی تواند داشت از حال سحرخیزان خبرها
چشمها بر خاوران دارند از بیداد سرما
کودکان بینوا از خاوران تا باخترها
دردمندان را شنیدستم که اینست آرزویی
کز نهیب شام با خورشیدشان باشد سفرها
نالههای ما کجا گوش جهان را میخراشد؟
خارها را کی تواند بود در آهن اثرها؟
آهن سرد است کوبیدن سخن زینگونه گفتن
کار بیهودهست یاسین خواندن اندر گوش خرها
#قصیده_ها
#حمیدی_شیرازی
#سالهای_سیاه
@drmhamidi
Post #308
1.63K