#زندگی
زندگی چیست ؟ یکی خواب پریشانی
که نه پیداش سری هست و نه سامانی
جنبش بیهدهای درپی موهومی
رفتن بیغرضی از پی فرمانی
راه دوری که برقصند و برقصانند
اندر آن راهت غولان به بیابانی
شادی کوتهی و انده بسیاری
خندهی برقی و گرییدن طوفانی
هر زمان آرزویی هیچ زمان وصلی
پس یکی رشتهی طولانی حرمانی
نیمهای طفلی و دژخیمی استادی
نیمهای مردی و شاگردی شیطانی
چند گه ملعبهی شوخی دانایی
چند گه مسخرهی قدرت نادانی
نیز در چشم هوس باغ دلارایی
لیک در زیر قدم خار مغیلانی
روشن از دور سرابی ز گل و سنبل
در پی سنبل و گل جنبش و جولانی
از درازی شب و روز، غم و اندوه
از هوای سمن و لالهی نعمانی
آرزو کردن پایان شبان روزان
لاجرم خواستن مرگی و پایانی
کشتن روز و شب و هیچ نیاوردن
کردن از روز و شبان قلعه و زندانی
پای پر خون و کُلَه خورده* و خِوی کرده
رفتن و رفتن و لغزیدن و تاوانی
به حقیقت به سوی قبر شنا کردن
کورکورانه ز سودایی و نسیانی
پی نزدیک شدن تاختن و دوری
گرم در تاختن و باختن جانی
ره به سر ناشده با سر به زمین خوردن
بر سر مقبرهای در بن ویرانی
زآن سپس قبری و در وی هوسی پنهان
بعد از آن خاکی و پس قصّه پنهانی
*کله خورده : مغلوب و مأیوس
#حمیدی_شیرازی
#قصیده_ها
@drmhamidi
Post #215
989