TGViewer
مهدی حمیدی شیرازی مهدی حمیدی شیرازی @drmhamidi · 673 subscribers
Post #178 578

Forwarded from مهدی حمیدی شیرازی

کیست آن کامروز را فردا کند؟
هستی پیدا ز ناپیدا کند

سال‌ها بگذشت و در این حرف ماند
جان به تن جوشید و در این ظرف ماند

میوه نوشد شاخ را گر نارس‌است
افتد آن روزی که نوشیدن بس‌است

کم‌کمک اندیشه رنگ و رو گرفت
با گذشت سال‌ها نیرو گرفت

گرچه جز این شاخه‌ها در بیشه نیست
هیچ شاخی نیست کان را ریشه نیست

جوجه را در پوست میدان تنگ شد
لاجرم با پوست گرم جنگ شد

پتک‌های روز و شب سندان شکست
مرغ با منقارها زندان شکست

این همه پیدا ز ناپیدایی‌است
اصل پنهانی‌ست یا پیدایی‌است؟

سوخت این اندیشه زان‌سان خرمنش
کاندرون خویش آتش زد منش

پای‌تاسر غرق در این یاد شد
نعره شد آواز شد فریاد شد

گرد خود چون مار پیچیدن گرفت
از درخت عمر بر چیدن گرفت

لحظه‌ای چشمش به موی سر نشست
آتشی سوزان به خاکستر نشست

بانگ بر خود زد که هان پیری رسید
نوبت بیزاری و سیری رسید

بت‌شکن! برخیز بام و در شکن
بت شکن بتخانه و بتگر شکن

چیستند این‌ها که خود سازیمشان
سر به پای از حمق اندازیمشان

یاد از آن معبد پُرعود کن
خاک در کاس سر نمرود کن

ناگهان از کوه بانگی ژرف خاست
از دهان دره‌ها این حرف خاست

آری ابراهیم آری زود باش
در پی آنها که جان فرمود باش

چون‌که ابراهیم این آوا شنید
ایستاد و خیره گشت و واشنید

نعره زد کای بانگ شاهی کیستی؟
کیستی هان ای سیاهی کیستی؟

چون طنین بانگ او خاموش گشت
آن صدا برخاست این بی‌هوش گشت

یک‌نفس یا بیش رفت و کم نبود
زان‌که چون آمد از این عالم نبود

در تن پُرمایه زور پیل داشت
در دل جوشنده رود نیل داشت

دید جز یک‌تن اگر در کوه نیست
کم ز صدها لشکر انبوه نیست

در نهان بیش‌است در صورت کم‌است
هرچه در عالم بُوَد در آدم است

نیست بالاتر از او فرماندهی
نیست از آن‌سوی عبّادان دهی

چون دوای خاکیان درمان اوست
هرچه در خاک‌است در فرمان اوست

این نه آن قطره‌ست کز دریا جداست
هسته‌ی جوشیده در هستی خداست

لحظه‌ای استاد و لختی چاره کرد
شهر و کوه و دشت را نظاره کرد

نیمه‌ی شب بود و مه پرتوفشان
خیمه‌ی پیروزه‌گون گوهرنشان

آسمان بر‌ کوه‌ها پهلو زده
کوه‌ها جمازه‌ی زانو زده

باز هرجا دید هرجا بنگریست
آن تبرزن ایستاد آن زن گریست

از درون نالید کای زن آمدم
های ای مرد تبرزن آمدم

رو به دیر آورد و کوهی پشت او
وان تبرزین کلان در مشت او

رفت و یک‌تن رفت و چون یک‌کوه رفت
رفت و تنها رفت و یک‌انبوه رفت

نه بت و نه معبد و نه عود ماند
نه تبرزن ماند نه نمرود ماند



#حمیدی_شیرازی
#مثنویها


@drhamidi
More from @drmhamidi
  1. Apr 17, 2025▨ شعر: نامه‌ای به دخترم (بخشی از شعر) ▨ شاعر: مهدی حمیدی شیرازی ▨ با صدای: مهدی #حمیدی_شیر…
  2. Aug 1, 2024▨ شعر: ایران چه می‌گوید؟ ▨ شاعر: مهدی حمیدی شیرازی ▨ با صدای: مهدی #حمیدی_شیرازی ♬ پالایش…
  3. Jul 21, 2024مهدی حمیدی شیرازی pinned an audio file
  4. Jul 21, 2024▨ شعر: مرگ قو ▨ شاعر: مهدی حمیدی شیرازی ▨ با صدای: مهدی #حمیدی_شیرازی ♬ پالایش و تنظیم: شه…
  5. Jul 21, 2024▨ شعر: مرگِ قو ▨ شاعر: دکتر مهدی حمیدی شیرازی ─────♬ ───── 🔴 برای اولین بار صدای دکتر حمی…
  6. Mar 25, 2024مقاله خواندنی از دوست ادیب و فرهیخته گرامی جناب آقای شهرام کارگر
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →