در این تاریخ یکی از دوستان ملک الشعرا بهار غزلی از او را بشیراز آورد و در روزنامه ی "پارس"منتشر کرد.برخی از دوستان بمن تکلیف کردند که آن غزل را جواب دهم.جواب من به مذاق بعضی از اعضای انجمن ادبی شیراز خوش نیامد و بی اعتنائی مرا به "ملک"بهانه کردند و غزلکهائی در مدح"ملک"و تعریض و تحقیر من ساختند و منتشر کردند.این قصیده جواب آن تعریض ها و تحقیرهاست که در همان زمان و همان روزنامه انتشار یافته است.دکتر مهدی #حمیدی_شیرازی .
#پاسخی_به_انجمن_ادبی_شیراز
ولله و بالله که اوستای شمایم
خصم شما نیستم خدای شمایم
یعنی کز نظم و نثر سخته و شیوا
داند گیتی که اوستای شمایم
عیب شما هست اینکه غیر پرستید
عیب من است اینکه آشنای شمایم
تفته و سوزنده و شمیده و شیدا
یعنی برهمزن بنای شمایم
دانم این را که تا دست گشودم
بند نهاده به دستهای شمایم
پیش شما دوزخم اگرچه بهشتم
بال شمایم ولی بلای شمایم
تا سخن من رسید نام شما مرد
زین قبل از آسمان قضای شمایم
گرچه بکام شما چو دردم ناخوش
درد شما نیستم دوای شمایم
بوم شمایم ولیک بوم شما را
شهپر طاوسم و همای شمایم
شهر شماراست نازش از قلم من
مظهر شعر شما و رای شمایم
گرچه نباشد مرا بپیش شما جای
زینت جای شما بجای شمایم
نغمه ی بالا گرفته ی ارم سبز
مرغ خوش الحان دلگشای شمایم
پای شما را بسوده ام بسر چرخ
گویید آنگه که بند پای شمایم
جمعی گل داندم گروهی چون خار
آینه ی نیک و بد نمای شمایم
هرچه که هستم اگر بزرگم و کوچک
فخر شمایم سخن سرای شمایم
نخوت فرعون را بسحره ی سرمست
موسی گردید اگر عصای شمایم
جست دل از بیهشی وفای شمارا
کشت ز نابخردی جفای شمایم
راستیا ای ستمگران جفا کار
دیگر دل کنده از وفای شمایم
عمری اگر باز ماند رخت ببندم
تا نکشد کین دیر پای شمایم
1321/1/26شیراز
#قصیده_ها
#حمیدی_شیرازی
@drhamidi
Post #167
603
Forwarded from مهدی حمیدی شیرازی