TGViewer
مهدی حمیدی شیرازی مهدی حمیدی شیرازی @drmhamidi · 673 subscribers
Post #155 1.01K
ای از دست رفتهٔ عزیز که این مرثیه را بدینصورت بر اوراق زمان بیادگار گذاشته‌ای! نمیدانم هیچکس بجز تو صدای دو ندبهٔ مخلوط را، صدای یک عاشق بی‌معشوق و یک معشوق عزادار را، فریاد شاعری عشق گم کرده را توأم و مخلوط با ضجّه‌های معشوقی که عزیزی ازدست‌داده‌است، از این شعر می‌شنود؟!
کاش می‌توانستم براین مرثیه مقدمهٔ روشنی بنویسم-نمیدانم هیچکس دانست چرا این کلمات را درهم فشردم و بر پریشانی این شعر گره زدم؟! -اگر تو فهمیده‌باشی -و فهمیده‌ای - برای من بس است. و آیا روزی که این اوراق پراکنده شود کجا هستی و چه می‌کنی ای سپیده دم خجسته که هیچ نغمه‌سرائی طلوع ترا لذت‌بخش‌تر از من بآهنگ نریخت؛ زیرا هیچکس شکوه زیبائی ترا بهتر از من نشناخت، و آیا ممکن است یکبار دیگر، -چنانکه بودی- گرمی نفسهای مشک‌آگین ترا بر گونه‌های خود حس کنم و ضربان قلب وحشت‌زده ترا در خاموشی تاریکی‌های رازپوش نیم‌شبان بشنوم؟! بامید آن شب ای آفتاب غروب! و کسی چه میداند چه خواهد شد؟ دکتر حمیدی.



#ازدست‌رفته



جای تو گل نهند و جای تو نیست
گل بجای تو جز هجای تو نیست

تو کجا گل کجا، که بر لب گل
هرگز و هیچ، خنده‌های تو نیست

ای بهشت ز دست رفتهٔ من
کآدمی را بجز هوای تو نیست

برف دوّم بخانهٔ تو نشست
بر سر برف جای پای تو نیست

تو ندانی چگونه وحشت‌زاست
خانه‌ای کاندر آن صدای تو نیست


وین سخن، هرکه دیده می‌داند
وز تو حرفی شنیده می‌داند


جان به پرواز از تو می‌آمد
بوی شیراز از تو می‌آمد

سرونازی که خلق میشنوند
بر سر ناز از تو می‌آمد

در دل مرغ نغمه‌ساز چمن
شوق آواز از تو می‌آمد

عشق سربسته بود سینهٔ تو
بوی این راز از تو می‌آمد

لاجرم مرغ پرگرفتهٔ جان
سوی تن باز از تو می‌آمد


ای بهشتی سرود یزدانی
این تویی در مزار پنهانی؟


بال،پروانه‌سان وبال تو شد
خصم جان تو پرّ و بال تو شد

زنده، در آتش و هوا چه شدی؟
سنگ، گریان ز حسب حال تو شد

هیچکس مردهٔ ترا نشناخت
دوزخ من همین خیال تو شد

روز برمن بسان سال گذشت
پیرم اکنون که روز سال تو شد


کآنچه یک شب گرفته دامن توست
هست سالی که گرد خرمن توست


بی تو، چون پارهٔ جگر نخورم
کاین جگر پاره‌ها خورد جگرم

دخترت هرزمان دود گریان
دامنم را کشد که کو پدرم

پسرت نیمه‌شب جهد از خواب
اشک‌ریزان برد بسوی درم

مادرت روبد آستانه بروی
که درینجا نهاده پا پسرم

چون زنت کودکان ببر گیرد
روز گردد ز شب سیاه ترم


دیگر این خانه، آنچه دانی نیست
قبر شد جای زندگانی نیست


هرکه یعقوب جست و پیرهنش
بايد امروز جستجو ز منش

باز یعقوب، زآنکه یوسف او
روزی آخر دمید جان بتنش

کیست تا جان من ز من گیرد
ببهای کلامی از دهنش

بَه، چه فرخنده بود و جان‌افروز
پیش از این، صبح و خنده بر چمنش

وه، چه تاریک گشت و جانفرسا
پس از او، آفتاب و سرزدنش


کاش او بود و آفتاب نبود
زود خوابید وقت خواب نبود


یاد باد آن خجسته شبها یاد
که چمن خنده کرد و دل فریاد

ماه بر بام آسمان خندید
گل ز مستی دهان بخنده گشاد

جوی مهتاب لابلای چمن
همچو آب روان براه افتاد

تو به باغ آمدی و پیش از تو
باغبان مژده رسیدن داد

بانگ نرم تو در هوا لغزید
روی برگ بنفشه و شمشاد

آنک آن شب، که دور نیست هنوز
بیندش چشم و کور نیست هنوز

دل زخاک تو گرچه بر نکنم
می‌کنندم که موی سر نکنم

می‌کشندم که شام شد برخیز
چه کنم دل ز جان اگر نکنم

رفتم و بی تو هیچ شب نشود
که رخ خویش تا سحر نکنم

گرچه دانم که بر نمیگردی
چشم از حلقه‌های در نکنم

سفر مرگ گرچه دشوار است
من دگر دل از این سفر نکنم

بر تو درهای باز اگر بستند
بس در باز پیش من هستند!


١٣٣٢/٩/٢۴ تهران



#حمیدی_شیرازی
#ترکیب‌بندها



@drmhamidi
More from @drmhamidi
  1. Apr 17, 2025▨ شعر: نامه‌ای به دخترم (بخشی از شعر) ▨ شاعر: مهدی حمیدی شیرازی ▨ با صدای: مهدی #حمیدی_شیر…
  2. Aug 1, 2024▨ شعر: ایران چه می‌گوید؟ ▨ شاعر: مهدی حمیدی شیرازی ▨ با صدای: مهدی #حمیدی_شیرازی ♬ پالایش…
  3. Jul 21, 2024مهدی حمیدی شیرازی pinned an audio file
  4. Jul 21, 2024▨ شعر: مرگ قو ▨ شاعر: مهدی حمیدی شیرازی ▨ با صدای: مهدی #حمیدی_شیرازی ♬ پالایش و تنظیم: شه…
  5. Jul 21, 2024▨ شعر: مرگِ قو ▨ شاعر: دکتر مهدی حمیدی شیرازی ─────♬ ───── 🔴 برای اولین بار صدای دکتر حمی…
  6. Mar 25, 2024مقاله خواندنی از دوست ادیب و فرهیخته گرامی جناب آقای شهرام کارگر
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →