#ادیبصابر
شهابالدین صابر بن اسمعیل ترمذی* یکی از شعرای بنام قرن ششم است.
دوران شهرتش با سلطنت سنجر بن ملکشاه (٥١١-٥٢٢) مقارن بوده و بنابرآنچه نوشتهاند، در اواخر زندگانی ملکشاه از ماوراءالنهر بخراسان آمده،به تحصیل ادب پارسی و تازی و حدیث و فقه و کلام مشغول شده ،یکی از امرای بزرگ خراسان موسوم به على بن جعفر موسوی که مردی ادبپرور و بخشنده بوده،ویرا مشمول عنایات خود داشته، پس از مرگ معزی او را به دربار سنجر برده و به شاه معرفی کرده، کمکم کارش در خدمت سنجر بالا گرفته و بجای معزی نشسته،بمرور ایام از ندمای خاص سلطان شده و پس از شکست سنجر، از گورخان ختائی،و خیال سرکشی آتسز خوارزمشاه،ظاهراً بعنوان رسالت و باطناً بسمت جاسوسی از طرف سنجر به دربار آتسز رفته،هنگامیکه آتسز دو نفر را محرمانه بکشتن سنجر مأمور کرده پادشاه را بوسائلی از مأموریت آن دو مطلع ساخته، سنجر آن دو تن را بدست آورده و بقتل رسانده ،آتسز پس از آگاهی از این خبرچینی بسیار خشمگین شده و فرمان داده است تا دست و پای ادیب صابر را بسته و او را به جیحون انداختهاند و این حادثه در نیمهشبی از شبهای سال ٥۴٧ اتفاق افتاده است.
زبان ادیب صابر در بیان معانی محدودی که موضوع اشعار اوست زبانی است بالنسبه قوی و اشعار او غالباً متین و منسجم است و رویهمرفته زمینهٔ کار او از حیث لفظ و معنی و موضوع و بیان،همان زمینهٔ کار فرخی است جز آنکه در بعضی از قصائد، رديف های بلند و تقربیاً نامتناسبی دارد که بیان او را از فرخی جدا میکند و علاوه براین قدرت و ابتکار و لطف گفتههای فرخی در اشعار صابر بحد کمال نیست.گاهی نیز به سبک منوچهری و عنصری و مسعود و انوری قصائدی دارد و بقول خودش در عهد وی کسی جز معزی و مسعود از حیث شاعری بروی مقدم نیست.
تعداد ابیات موجود او بالغ بر سه هزار بیت است که قسمت عمدهٔ آنها قصائد اوست.
قطعاتی هم که از او مانده غالباً دلچسب و شیرین و خواندنی است.غیر از مدایح که موضوع اصلی کار اوست موضوعات دیگر از قبیل ناپایداری جهان و بلای پیری و امثال آنها بندرت در قصائد و قطعاتش مورد بحث واقع شده است.
*ترمذ : ناحیه ای بر کنار جیحون
#دکتر_مهدی_حمیدی_شیرازی
#بهشت_سخن
@drmhamidi
Post #149
743