#سنائی (قسمت دوم)
اشعارمثنوی های سنائی،غالباً بی آنکه ترکیبی تازه یا لغتی مهجور یا معنائی دقیق و غیرقابل درک داشته باشد،ثقيل و سنگین و زبان او داراى معانى بیش از حد ممسک و بخیل است.لحن او آمرانه و خشن،قیاسات او اکثراً نادرست و استدلالهای او معمولا مبتنی بر "ارائهٔ غیر دلیل بجای دلیل" و تعریفهای او بیشتر از جنسی "صرف ادعا"ست.بعبارت دیگر مقدمات قضایای مورد بحث او بی آنکه متکی بر اصول بدیهی یا عقلی و حتی ذوقی یا اشراقی باشد،از آنها نتایج مسلم و قطعی میخواهد وگاه گاه برای اثبات و تحکیم نظر خود به تمثیل هائی متشبث میشود که اگرچه جز بعضی از آنها قبیح و رکیک نیستند،غالباً از نظر قیاس و استقراء واستنتاج علیل و ضعیف وسقیم بنظر میآیند و در هر حال خود برای زیست بمحمل و متکائی قوی نیازمندند.
در گفته های سنائی کم و بیش میتوان
تمثیل ها و قطعاتی شیرین بمفهوم واقعی شعر پیدا کرد،اما رویهمرفته زبان او زبانی است تند و تلخ و نادلنشین که بیشتر شیوهٔ وعاظ ریاکار و نامتعظ است،و پیوسته در بیان معانی که وظیفهٔ منحصر آن بنظر میآید بمبالغه و اطناب مشغول است،و آن معنی منحصر "امر بمعروف و نهی از منکر است." ماحصل کتابهای مثنوی عرفانی او همین است.خود او اشعار خود را "شرح شرع و دین" میخواند و بحقیقت میان غالب اشعار او،همان قرب و بعدی است که میان دو کلمهٔ "شرع" و "شعر" است.
برای آنکه مسیر اشعار سنائی و دوری آنها از مفاهیم شعری معلوم شود،بد نیست مباحث اصلی اشعار عرفانی او را که سرآمد آنها "حدیقه" است یادآور شویم،و این کتابی است مثنوی،و شامل ده هزار بيت،و در ده باب از این قرار :
باب اول در توحید و تقدیس و تمجید،باب دوم در نعت نبی،باب سوم در صفت عقل،باب چهارم در فضيلت علم باب پنجم در غفلت،باب ششم در صفت افلاك و بروج،باب هفتم در حکمت و امثال،باب هشتم در عشق و محبت،باب نهم در حسب حال و بیان احوال و بیان بزرگی و عظمت کتاب نسبت بکتب متقدمان و متأخران،باب دهم در مدح سلطان بهرام شاه و وزرا و قضات. موضوعهای خاصی که در ضمن این ابواب برشتهٔ نظم آمده موضوعاتی است فی المثل از قبیل :
مضار غفلت از خداوند و حفظ مراقبت و توکل و هدایت و تقدیس و تجرید و مجاهده و سلوک طریق آخرت و مضرات شراب و فوائد مناجات و اتحاد و مودت و معایب حسد و بخل و لذت توبه و شوق و ذکر اسرار قرآن و تفسیر برخی از آیات آن،آمیخته با تمثیلها و حکایاتی که--چنانکه گفتیم-- برخی از آنها شاعرانه و شیرین است.این کتاب در آذر ماه پانصد و بیست و چهار شروع شده و در دی ماه پانصد و بیست و پنج باتمام
رسیده.
مثنوی دیگر او "طریق التحقیق" است، تقریباً در همین موضوع ها،که تعداد ابیات آن هزار و سال پایان آن 528 است و مثنوی دیگر "سیرالعباد" که قریب به پانصد بیت است،در اوصاف روح و عقل و امثال آنها.--غیر از این ها "عقل نامه" و "عشق نامه" ای هم باو نسبت داده اند که از بین رفته است--
دیگر کتابی است بنام "کارنامهٔ بلخ" که اخیراً بطبع رسیده و محتوی اشعاری است در مدح و قدح این و آن،با همان ثقالت بیان که خاص سنائی است و از نظر شعر مطلقاً واجد اهمیت و امتیازی نیست.
دیگر از آثار او کليات اوست که مخلوطی است از،اشعار غیر مثنوی،عرفانی و غیر عرفانی،و در حدود بیست هزار بیت است.اشعار این کتاب نیز در هر نوع غالبا مطول و بی روح و خستگی بخش،با ابیاتی پیچیده و نامفهوم است.
سال وفات سنائی باحتمال قوی سال 545 بوده است.
#دکتر_مهدی_حمیدی_شیرازی
#بهشت_سخن
@drmhamidi
Post #125
644