#سنائی (قسمت اول)
ابوالمجد مجدود بن آدم سنائی غزنوی یکی از شعرای معروف ایران است که دوران زندگیش با حکمرانی مسعود بن ابراهیم غزنوی و بهرام شاه بن مسعودبن ابراهیم (547--512) و سنجر بن ملکشاه سلجوقی (552--511) مقارن بوده است.
از آنچه در باب وی نوشته اند چنین بر میآید که در اوایل عمر بمداحی و تمتع از دنیا سرگرم بوده و سپس براثر مجالست با عرفا و متصوفان طریق زندگانیش عوض شده،دست از همه چیز شسته،سفری بحج رفته و بقیهٔ عمر را به انزوا گذرانده.
قسمت اعظم کلیات او که شامل قصائد، قطعات،رباعیات و غزلیات است،محصول دورهٔ اول عمر او،و پاره ای از این کلیات که در مباحث دینی است،با غالب مثنویهای او که در چند دفتر گرد آمده و معروف ترین آنها "حدیقه" و "طریق التحقیق" و "سیرالعباد" است نتیجهٔ قسمت دوم عمر اوست.و مجموعه ابیاتی که از او باقی مانده است سی هزار بیت است.
سنائی از آن گویندگانی است که در زمان حیات شهرتی یافته و بعد از مرگ نیز مبلغان بنام و مشهوری از قبیل عطار و مولوی،و حتی نظامی و خاقانی،با رغبتی که بآثار او نشان داده اند این شهرت را مخلد و جاویدان ساخته اند،و ظاهراً آنچه از اشعار وی مورد توجه آنان قرار گرفته،اشعار دینی و عرفانی و مبتنی بر پند و نصایح او بوده است؛زیرا در بقیه اشعار،نه میتوان او را مبدع و مبتکر شناخت،و نه حتی مقلدی زبردست و بی نظیر دانست.
رویهمرفته میتوان گفت اهمیت سنائی از جهت لطف و تأثیر بیان او نیست،و حتی در موضوع های مزبور هم که مبنای شهرت اوست،کلامی آنقدرها مؤثر و نافذ،که موجب تحول یا انقلابی درونی شود ندارد و راهی که او میرود،اگر چه ممکن است بقصد تفنن رفتنی باشد،نه راه کمال شاعر است و نه طریق وصول عارف،بخصوص که در ضمن این راه آثاری از آن گذرنده مانده است،که با زهد و تقوای محض چندان سازگاری ندارد،و بعارت دیگر جای پاهائی از او بچشم میآید،که جهتی جز کعبهٔ مقصود "فناءفی الله" را نشان میدهد و همین امر،خواننده را در بمقصد رسیدن او به شبهه میاندازد و از تعاقب و پیروی او سرد میکند و دمبدم بر سر این سؤال میآورد که : "عارف وارسته را بخوب و بد جهانیان و تمجید و تقبیح آنان
چه کار؟"
پس باید گفت بیشتر اهمیت سنائی صرفا از جهت تازگی کار اوست نه از باب تأثیر و کیفیت آن؛اوست که توانسته است دوازده سیزده هزار بیت را وقف بر موضوع هایی کند که تا آنزمان کسی نکرده است،و شالودهٔ تازه ای بگذارد که تا آن عهده کسی نگذاشته است،و بزبان دیگر شعر را در مضایق وتنگناھائی بگرداند که پیش از او کسی نگردانده است،و بکاری وادارد که دیگری وانداشته است،و در جائی و بنحوی بنشاند که نه جای آن بوده است و نه در خور آن...
#دکتر_مهدی_حمیدی_شیرازی
#بهشت_سخن
@drmhamidi
Post #124
615