#گنجشکها ...
گنجشکها که فتنه و غوغا همی کنند
خواب مرا بشعبده یغما همی کنند
من،ظهر خسته آمده و در هوای خواب
آنها زخواب جسته و دعوا همی کنند
فرصت نمیدهند که سر بر زمین نهم
هر دم هزار شعبده برپا همی کنند
از پشت جام شیشه،لب حوض و روی بام
جان مرا اسیر تماشا همی کنند
زآن جستن و پریدن و پرشستن و شنا
از خواب،دیدگان مرا وا همی کنند
چندان بعجز و عشق زهم می کشند ناز
کز ناز رخنه در دل خارا همی کنند
چندان بناز بر پر هم میکشند روی
تا مهر خویش در دل هم جا همی کنند
جان مرا ز جذبه ی آن عشق لایزال
فارغ ز جور مردم دنیا همی کنند
یک لمحه میکشندم از این زندگی برون
با من سفر بعالم بالا همی کنند
شیرینی گذشته بآینده میزنند
وین لحظه های تلخ گوارا همی کنند
در چشمهای خسته ی من صحن خانه را
صحن بهشت و صحنه ی رؤیا همی کنند
با فکر من بجستن گمگشته میپرند
آن را که در من است هویدا همی کنند
پر میزنند،از زبر محو گشته ها
وان کشته های پنهان،پیدا همی کنند
وآنجا که پر بسوزد،از بال و پرزدن
همراه من ترانه و آوا همی کنند
وآن نغمه های پاک تر از شعر و عشق را
خورشید من،بسر سویدا همی کنند
با غمزه میبرندم،تا زیر آسمان
همسایه ام ببام ثریا همی کنند
وز قبرهای خاطره های عزیز عمر
این خاطر بلا زده،شیدا همی کنند
هرجا مزار لحظه ی عشقی و الفتی است
آنجا درنگ بیش،بعمدا همی کنند
هرجا گلی زدست من افتاد روی خاک
هر گفتگو که هست،همانجا همی کنند
عمدا بروی هر چمنی جای پای اوست
می ایستند و حل معما همی کنند
هرجا که او نشسته و خوانده است شعر من
در وصف هم چکامه ی شیوا همی کنند
با حیله میکشند مرا تا کنار بحر
دیوانه ام ز جنبش دریا همی کنند
چون سایه ها بلند شد و ظهر جان سپرد
پر میزنند و بیم ز تن ها همی کنند
وین رهرو پریده ی ناکرده خواب را
در زیر ابر یکه و تنها همی کنند
من خسته،تا از آن سفر بیکران رسم
مردم،بساط عصر مهیا همی کنند
وز من بریشخندی اسرار این سفر
بی آنکه بشنوند تمنا همی کنند
من چشم میگشایم و این اشکهای نغز
در پیش مردمانم،رسوا همی کنند
در گوش من،زمین و زمان،جفت و همصدا
اوصاف عشق آدم و حوا همی کنند
در پیش دیدگانم اشباح پر هراس
وصف شکوه قیصر و کسرا همی کنند
می بینم آنکه مرد منم!ورنه مهر و ماه
رقص کهن،بپرده ی دیبا همی کنند
خون میخورم که از پس من نیز عشوه ها
بر خاک من چو شاهد رعنا همی کنند
غوغای من گذشته و گنجشکها هنور
هنگام ظهر فتنه و غوغا همی کنند
خرم زیاد خاطر ایشان که ساعتی
عیش مرا بدیع و مهنا همی کنند
#حمیدی_شیرازی
#قصیده_ها
@drmhamidi
Post #111
784