از شش هفت روز پیش از انشاء اين قصيده،جامعه ی فارغ التحصیلان دانشسرای عالی که نگارنده هم در آنزمان عضویت آنرا داشت برای احقاق برخی از حقوق خود اعتصاب کرد.این اعتصاب مصادف با وزارت دکتر شایگان و نخست وزیری قوام السلطنه بود.روز 27 فروردین 1326 در تالار دانشسرای عالی که محل تجمع فارغ التحصیلها بود،این قصیده خوانده شد.دکتر حمیدی.
#ما_و_اعتصاب
بخواندم که ملکی بغم نانشیند
که خرم در او مرد دانا نشیند
برسوائی کشوری بس نماند
که در وی خردمند رسوا نشیند
چو فرخنده روز دیاری سرآید
نخستین خردمندش از پا نشیند
بزندان رود بسته بوزرجمهری
پس آنگاه ایوان کسرا نشیند
از آن پیش کآید بشب روز ملکی
بچهر خرد گرد یلدا نشیند
چو خاشاک از تندبادی بجنبد
نخستن بچشمان بینا نشیند
شگفتا از این محشر دیو مردم
که مردم کش و دیو آسا نشیند
بکشتار گاه تن ناتوانان
ز سختی چو غولی هیولا نشیند
نه بهراسد از ناله ی دردمندی
نه از خنده ی آتشین وا نشیند
بنوشد بهر بام خون از گلوئی
بهر شام با رطل و مینا نشیند
شکیبا چرا خفت باید بشهری
که در وی خرد ناشکیبا نشیند
همه روز دلخسته،دانا گروهی
بدردی در این تنگ مأوا نشیند
نپرسند یکتن ز بالا نشینان
که خلقی چرا باید اینجا نشیند!
گروهی که چشم است روی خرد را
چه باید بدین در چو اعما نشیند؟
بلی،درد بیمار مردم نپرسد
چو دجال جای مسیحا نشیند
بلی ارج طاوس نادیده ماند
چو خر پشه ای جای عنقا نشیند
بلی خون شود مشک در ناف آهو
چو خس برتر از مشک سارا نشیند
نه خجلت برند از رخ مرد دانا
که خجلت بر آن روی،حاشا نشیند
نه ترسند از تیره شبهای کشور
که بر صید خود بوم،شبها نشیند
همه خوش که بر مسند امروز ماند
همه خوش که بر صدر فردا نشیند
نداند که بر صدر ماندن نیاید
ز هرکس که بر صدر زیبا نشیند
زنند آتش فتنه عمدا بخلقی
که بر آتش فتنه عمدا نشیند
نشیند بدلشان دم مرد دانا
اگر خار بر سنگ خارا نشیند
ز سرمستی جاه،مستند و خرم
که خرم همان مست و شیدا نشیند
نترسند از خشم دریای ژرفی
کزآن جنبش ژرف دریا نشیند
نخوانند انجام کار وزیری
که شش سال بر دار بالا نشیند
بتخت وزارت نشستن چه حاصل
خوش آنکس که بر تخت دلها نشیند
***
رفیق منا!چون بپا ایستادی
مشین تا که این فتنه از پا نشیند
چه میترسی از بند و زنجیر و زندان
به بند و به زنجیر،دانا نشیند
درخت برومند آزادگیها
بهر گوشه باید که از ما نشیند
به ما باید این ملک آباد گردد
که دهقان بامید خرما نشیند
چو باید که دانا برد بار نادان
بزندان همان به که تنها نشیند
بدین خونبها مزد ننگین که تاند
که یکشب بعیش مهنا نشیند؟
خوش آنکو چومن جای بی ارج خود را
سپارد بهر ناکسی تا نشیند
نه این گفته از بیم افلاس گویم
که افلاس دور از"من" و "ما" نشیند
کسی را بخلقی نیازی نیفد
که در چنگ،کلک گهرزا نشیند
ولیک از شکست تو این بیم دارم
که اسکندری جای دارا نشیند
دگر باره غارتگر تندخوئی
بغارت بر این خوان یغما نشیند
بدانسان که دیدی نفسهای مردم
بسینه درون،ناگوارا نشیند
اگر ما نشینیم حق ناگرفته
کجا حق در این ملک برجا نشیند؟
گریزیم چون ما ز غوغای دزدان
کجا بیوه زن پیش غوغا نشیند؟
چه ماند ز لشکر بدشت نبردی
گر از بیم،رستم ز هیجا نشیند
****
چو این گفتم این نکته را نیز گویم
اگر فتنه ای برشود یا نشیند
من از شایگان این خطا را ندانم
که او از خطاها مبرا نشیند
یکی مرد پاک است و زآن در وزیران
سخنهاش کمتر به دلها نشیند
1326/1/27تهران
#حمیدی_شیرازی
#قصیده_ها
@drhamidi
Post #103
786