افراد جویای کار در حوزه دیزاین اغلب درباره ایمپکت صحبت نمیکنند. چرا این موضوع اهمیت دارد؟
بیزینسها اغلب آنقدر به آنچه انجام میشود اهمیتی نمیدهند، بلکه به نتایجی که از آن ناشی میشود توجه دارند.
پس از بررسی دهها پورتفولیو دیزاین برای استخدام یک دیزاینر، به این نتیجه رسیدم که بسیاری از دیزایرها نمیدانند که چطور درباره ایمپکت خود صحبت کنند.
خیلی از آنها درباره اهداف پروژه و مشکلات کاربر با جزئیات دقیق صحبت میکنند، درباره آنچه انجام دادهاند حرف میزنند، اما هیچ اشارهای به نتایج ورای تحویل کار به دولوپر نمیکنند.
من تنها کسی نیستم که متوجه این قضیه است: به نظر میرسد که خیلیهای دیگر نیز، بخصوص در لینکدین، دغدغه مشابهی دارند. این چیزی نیست که در مدارس دیزاین به ما آموزش داده شده باشد، اما اهمیت انجام آن در بازار کار هر روز بیشتر میشود. دلیل اصلی این امر این است که باعث میشود فرد، کاندیدایی با کمترین میزان ریسک برای کار محسوب شود.
چرا این قضیه حالا بیش از همیشه اهمیت دارد؟
بیزینسها اغلب دیزاینری را انتخاب میکنند که حداقل ریسک را داشته باشد، نه اینکه بهترین دیزاینر باشد.
یکی از چیزهایی که هم از طریق مصاحبه با دیزاینرها و هم از طریق خواندن دیگر پژوهشها یاد گرفتهام، این است که گاهی دیدن کل نمای تجربه یک دیزاینر در یک نگاه لحظهای سخت است.
با وجود اینکه پورتفولیوها و مصاحبهها میتواند به ما حسی از اینکه دیزاینرها که هستند بدهد، اما بیزینسها اغلب بر اساس یک یا دو ساعت صحبت با افراد ناشناخته حقوقهای ۵ یا ۶ رقمی به آنها پیشنهاد میدهند. درحالیکه متوجه این قضیه هستم، اجبار به تصمیم به استخدام یک نفر از بین چندین نفر بر اساس یک مصاحبه یک ساعته با آنها، باعث شد نکته مهم دیگری را درک کنم.
بیزینسها همیشه بهترین کاندیدا را استخدام نمیکنند، آنها کسی را استخدام میکنند که کمترین ریسک را داشته باشد. من این نکته را از چارلی هون شنیده بودم اما تا زمانی که در طرف دیگر پروسه استخدام قرار نگرفتم، متوجه معنای دقیق آن نشده بودم.
اگر یک دیزاینر "کم ریسک" به نظر برسد و تا حد خوبی همه چک باکسها برایش تیک بخورد، معمولا در برابر کاندیدایی که ممکن است مهارتهای بیشتری داشته باشد اما پرریسکتر محسوب شود، برنده خواهد شد. این موضوع اغلب دلیل این است که چرا وقتی زمان زیادی در یک حوزه مثلا تجربه کاربری حوزه سلامتی کار میکنید، کار گرفتن خارج از آن حوزه سختتر و سختتر میشود.
به همین دلیل مهم است که به آنها ایمپکت دیزاین خود را نشان دهید. ما اغلب خودمان را در جایگاه "حل کننده مسئله" قرار میدهیم که از دید بیزینسها خوب به نظر میرسد. با این وجود، بدون دیتایی که نشانگر این باشد که شما مسئله کاربر را حل کردهاید، بیزینسها همیشه از این مطمئن نخواهند بود که برای چه چیزی دارند پول پرداخت میکنند.
🔗 برای مطالعه ی ادامه ی مقاله می توانید به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه : ۶ دقیقه)
گردآورنده : فاطمه حیدری
#مسیر_شغلی #پورتفولیو
#UX
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Post #1283
2.93K