۵ روش اولویتبندی در نقشه راه UX
روشهای اولویتبندی، بنای تصمیمات مهم را به جای نظرات شخصی بر معیارهای عینی استوار میکنند. این مقاله ۵ روش برای اولویتبندی در نقشه راه UX را تشریح میکند:
۱. ماتریس Impact–Effort
۲. امتیاز دهی بر اساس انجامپذیری، مطلوبیت و رشدپذیری
۳. روش RICE
۴. روش MoSCoW
۵. مدل Kano
این روشها برای اولویتبندی انواع دادهها کاربرد دارند. این مقاله بر استفاده از این روشها برای اولویتبندی مسائلی که باید در یک جدول زمانی حل شوند، تمرکز دارد.
🟡 ماتریس Impact–Effort
این روش اولویتبندی، از دو معیار اصلی برای رتبهبندی ویژگیهایی که برای پیادهسازی در نظر گرفته شدهاند استفاده میکند: تأثیری که ویژگی بر کاربر نهایی خواهد گذاشت و تلاش لازم برای پیادهسازی آن ویژگی.
تأثیرگذاری به نیاز کاربران و شدت نقطه دردی که یک ویژگی برطرف میکند بستگی دارد و تلاش، نیروی کار و منابع مورد نیاز برای حل مسئله است.
این ماتریس را میتوان به چهار ربع تقسیم کرد:
ربع اول Quick wins: شامل موارد کم تلاش و با تأثیرگذاری بالا که ارزش دنبال کردن را دارند.
ربع دوم Big bets: شامل موارد با تلاش و تأثیرگذاری بالا. این موارد باید به دقت برنامهریزی و نمونهسازی شوند و در صورت اجرا، احتمالاً در مقابل رقبا تمایز ایجاد خواهند کرد.
ربع سوم Money pit: شامل موارد کم تأثیر و نیازمند تلاش زیاد که ارزش سرمایه گذاری، صرف زمان و منابع را ندارند.
ربع چهارم Fill-ins: شامل موارد کم تلاش و کم تأثیری است که ممکن است به راحتی اجرا شوند اما ارزش آنها بسیار کم است.
در این روش میتوانید به راحتی هر محور را با معیارهای دیگر جایگزین کنید یا از ماتریسهای متعدد برای ارزیابی بیش از دو معیار استفاده کنید. هنگام تنظیم چند ماتریس، محورهای خود را طوری تنظیم کنید که Quick Wins (یا هر ربع معادل بهترین نتیجه) در یک نقطه (مثلاً همیشه در موقعیت پایین سمت چپ) قرار گیرد تا به راحتی چندین مورد را با هم مقایسه کنید و مواردی را که به طور مداوم در ربع بهترین نتیجه قرار میگیرند شناسایی کنید.
🟡 امتیاز دهی بر اساس انجامپذیری، مطلوبیت و رشدپذیری
این روش موارد را بر اساس مجموع امتیازات در سه معیار رتبه بندی میکند.
انجامپذیری (امکان سنجی): آیا مهارت و تخصص برای ایجاد این راه حل وجود دارد؟
مطلوبیت: کاربران چقدر این ویژگی را میخواهند؟ چه ارزش منحصر به فردی ارائه میدهد؟ آیا این راه حل اساساً مورد نیاز است یا کاربران بدون آن نیز قادر به انجام اهداف خود هستند؟
رشدپذیری: آیا اجرایی کردن این ویژگی به سود کسب و کار است؟ هزینههای کسب و کار چقدر است و آیا راه حل در طول زمان پایدار است؟
برای هر معیار یک مقیاس نمرهگذاری عددی تعیین کنید. برای مثال از مقیاس عددی ۱ تا ۱۰ (۱ برای پایینترین مقدار) استفاده کنید.
امتیازدهی باید تا حد امکان آگاهانه باشد. هنگامی که هر ویژگی در هر معیار نمرهگذاری شد، نمره کل آن را محاسبه کنید.
🟡 روش RICE
این روش این چهار عامل را در نظر میگیرد: دسترسی، تأثیرگذاری، اطمینان و تلاش برای پیادهسازی ویژگیها.
دسترسی: تعداد کاربرانی که یک ویژگی در یک بازه زمانی معین تحت تأثیر قرار میدهد. (چه تعداد کاربر از یک ویژگی بهرهمند میشوند.)
تأثیر: ارزش افزوده شده به کاربران. امتیاز تأثیر باید نشان دهد که یک ویژگی چقدر لذت را افزایش یا اصطکاک را کاهش میدهد. از آنجایی که محاسبه دقیق آن دشوار است، معمولاً یک امتیاز اغلب در مقیاسی از ۰.۲۵ (کم) تا ۳ (بالا) به آن اختصاص داده میشود.
اطمینان: امتیاز اطمینان درصدی است که نشان دهنده میزان اعتماد شما و تیمتان به امتیازات دسترسی و تأثیرگذاری است. (به عنوان مثال، اگر چندین منبع داده از فرضیات شما پشتیبانی میکنند، این معیار درصد بالایی را به خود اختصاص میدهد.)
تلاش: میزان کار لازم برای اجرا و پیادهسازی هر ویژگی است.
امتیاز تلاش به صورت “Person-Month” محاسبه میشود. یعنی مدت زمانی که تمام اعضای تیم برای اجرای یک ویژگی میگذارند.
به عنوان مثال، برای یک ویژگی امتیاز این معیار ۶ Person-Month خواهد بود اگر به ۳ ماه کار ۱ طراح و ۱ ماه از ۳ توسعه دهنده جداگانه نیاز داشته باشد.
هنگامی که امتیاز هر یک از ۴ معیار را به دست آوردید، امتیازات دسترسی، تأثیر و اطمینان را ضرب کنید و نتیجه را بر امتیاز تلاش تقسیم کنید.
در فرآیند RICE افراد با حوزههای مختلف تخصص را در نظر بگیرید و وظیفه محاسبه امتیاز معیاری که به تخصص آنها مربوط میشود را به آنها محول کنید.
🔗برای مطالعه کامل مقاله به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۱۰ دقیقه)
گردآورنده: محدثه عبادالهی
#تجربه_کاربر
#UX
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Post #1262
2.25K