موثرترین مطالعات روانشناسی بر طراحی تجربه کاربری
فهم عملکرد مغز در طراحی مناسب برای انسانها موثر است. مطالعات روانشناسی و درک و شناسایی رفتار انسانها با دیزاین درهم آمیخته است و این مطالعات راهنمایی برای طراحی هستند.
برخی از آزمایشهای انجام شده در این زمینه، نتایج به دست آمده و راهنمایی برای پیادهسازی آنها در طراحی، در این مقاله آورده شده است.
آزمایش گوریل نامرئی (توجه انتخابی آدمها):
در این آزمایش، ویدیویی آماده شد که در آن دانشآموزان توپ بسکتبال را بین خود پاس میدهند؛ از بینندگان خواستهشد تعداد دفعاتی را که بازیکنان با پیراهن سفید توپ را پاس میدهند، بشمارند. آنها اغلب متوجه نمیشدند فردی با لباس گوریل در مرکز تصویر ظاهر میشود.
بنابراین دریافتند که انسانها دارای توجه انتخابی هستند؛ یعنی زمانی که روی یک موضوع متمرکز میشوند، به راحتی میتوانند مسائل دیگر را نادیده بگیرند.
برای بهینه کردن تجربه ی کاربر لازم است که این مسئله را در نظر بگیریم؛ روی مسیر کاربر تمرکز کنیم و موارد غیرضروری را حذف کنیم.
استفادهی درست از فضای سفید، از راهکارهای متداول برای مدیریت این مسئله است.
در آزمایشی دیگر زمانی که افراد در حال صحبت با فردی بودند، فرد با شخص دیگری با لباس متفاوت جایگزین شد در حالی که افراد متوجه این تغییر نشدند. در همین راستا توجه به طراحی حالتهای خطا حائز اهمیت است و لازم است که طراحی متفاوتی داشته باشند و توجه کاربر را جلب کنند.
عدد جادویی ۷ (مطالعات میلر):
در این آزمایش دریافتند که ظرفیت حافظهی انسان محدود است و به طور متوسط انسانها میتوانند ۷ ± ۲ جز را در حافظه ی کوتاه مدت خود نگهداری کنند.
بنابراین در طراحی مهم است که محدودیتهای ظرفیت پردازش اطلاعات توسط مغز انسان را در نظر بگیریم.
دقت کنیم که این وظیفه را برعهدهی کاربر نگذاریم که فعالانه فکر کند و اطلاعات را حفظ کند.
در طراحی هر مرحله در نظر بگیریم که کاربر نیاز به بهخاطرسپردن چه اطلاعاتی دارد و آنها را قابل مشاهده و قابل فهم طراحی کنیم.
در معماری اطلاعات، آنها را به گونهای ساماندهی کنیم که با محدودیتهای شناختی کاربران همسو باشد.
همینطور لازم است که با سلسله مراتب بصری، دستهبندیها و سیستمهای ناوبری مناسب، پردازش و به خاطر سپردن اطلاعات را سادهتر کنیم و از سلسله مراتب بصری برای اولویتبندی اطلاعات و هدایت تمرکز کاربر بر اطلاعات مهمتر بهره بگیریم.
در نظر داشتهباشیم ارائه ی اطلاعات به صورت بخشهای کوچک و یا تجزیهی مفاهیم پیچیده، درک کاربر را سادهتر میکند.
در طراحی فرمها یا فیلدهای ورودی، با محدود کردن تعداد فیلدهای مورد نیاز یا تقسیم کردن فرمهای طولانیتر به چند مرحله، بار شناختی را کاهش و تجربه ی کاربر را بهبود دهیم.
با استفاده از عناصر بصری به کاربران کمک کنیم تا اطلاعات را راحتتر اسکن و درک کنند.
در طراحی منوها و مسیرهای پیمایش کاربر، با ارائه تعداد قابل کنترلی از انتخابها، به کاربران در تصمیمگیری سریعتر کمک کنیم.
درک این محدودیتها بسیار مهم است و با بهکارگیری این بینش میتوانیم طراحی موثرتر و کاربرپسندتری داشته باشیم.
🔗 برای مطالعه کل مقاله به این لینک مراجعه کنید.
(زمان حدودی مطالعه: ۱۱ دقیقه)
گردآورنده: محدثه عبادالهی
#تجربه_کاربر #روانشناسی
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Post #1194
2.59K