شواهد قانعکننده پشت برخی از سوالات رایج مصاحبه
همانطور که در مقاله قبل اشاره کردم و احتمالا خودتان بارها شنیدهاید، در مصاحبه با کاربر، نباید از او سوالات فرضی درباره آینده بپرسیم بلکه باید درباره رفتارهای خاص گذشتهاش بپرسیم. اگر برایتان سوال پیشآمده است که دلیل آن چیست، در این مقاله به طور مفصل به دلیل علمی این موضوع میپردازیم.
۱. ما نمی توانیم به فرآیندهای شناختی درجه بالاتر مانند نحوه تصمیمگیری، چگونگی ایجاد اولویتها یا حل مشکلات دسترسی پیدا کنیم.
حتما برای شما هم پیش آمده است که در حال انجام کاری هستید که ناگهان یکی از خاطرات گذشته به سراغتان میآید؛ مثلا در حال خواندن کتابی هستید و ناگهان به یک روز تابستانی دوران کودکیتان پرت میشوید اما نمیدانید چرا و چگونه ذهنتان شما را به آنجا برد.
همانطور که George A. Miller، دانشمند در زمینه روانشناسی و علوم شناختی، میگوید: «این نتیجهی تفکر است که خودبهخود در ضمیر خودآگاه ظاهر میشود، نه فرآیند تفکر.»
در واقع به همین دلیل است که Nisbett و Wilson معتقدند پرسیدن سوالاتی مانند"چرا فلان کار را انجام دادی؟" بیهوده است؛ زیرا فرد به آن درجه از ذهنش که این تصمیمها را گرفتهاست، دسترسی ندارد.
۲. ما اغلب بیش از آنچه میدانیم، میگوییم
در زندگی روزمره، ما به راحتی به سؤالاتی درباره تصمیمات و ترجیحات خود پاسخ میدهیم. مثلا: "من سالاد نمیخورم زیرا برای من خستهکننده است"
همانطور که Nisbett و Wilson بیان میکنند:« معمولاً وقتی از انسانها در مورد فرآیندهای ادراکی سؤال میشود، هاج و واج به نظر میرسند و حرفی برای گفتن ندارند، در حالی که وقتی از آنها میپرسند چرا در فلان موقعیت اجتماعی آنگونه رفتار کردند یا چرا فلان شی یا شخص را دوست دارند یا ندارند، کاملاً مسلط پاسخ میدهند.»
مطالعات بسیاری وجود دارد که نشان میدهند توضیحات ما در جواب به سوالاتی مانند اینکه چرا آنگونه رفتار کردیم، چرا فلان چیز یا شخص را دوست داریم و چگونه ممکن است در آینده رفتار کنیم، همیشه با واقعیت مطابقت ندارد. در اینجا چند نکته برجسته وجود دارد:
* ما مدت زمان انجام کارها را دست کم میگیریم.
* ما پیشبینی میکنیم که حالتهای عاطفی بیشتر از آنچه فکر میکنیم، دوام بیاورند. مثلا ما توانایی خود برای احساس خوشحالی دوباره بعد از یک رویداد منفی مانند از دست دادن شغل یا شریک زندگی را دست کم میگیریم.
* ما تأثیر شرایط غریزی خود مانند گرسنگی، درد و میل جنسی را بر رفتارهای آینده دست کم میگیریم.
۳. پاسخهای ما براساس آنچه در ذهن ما قابل قبولتر یا قابل دسترستر هستند، است.
تحقیقات نشان میدهد وقتی از ما در مورد رفتارها یا تصمیمهای گذشتهمان میپرسند، ممکن است پاسخی دهیم که معقولتر به نظر برسد. این نظریهها ممکن است از فرهنگ اطراف ما اقتباس شده باشد و یا ضمنی باشند:
- "من نمیتوانم وزن کم کنم زیرا انضباط شخصی ندارم"
- "وقتی بیش از شش ساعت از آخرین وعده غذایی من میگذرد، گرسنه می شوم"
سوگیریهای متعدد میتوانند پاسخهای ما را تحتتاثیر قرار دهد. وقتی سوالی از ما پرسیده میشود، ممکن است در ذهن خود جستجو کنیم و براساس در دسترسترین افکار، احساسات و خاطرات خود پاسخ دهیم. مثلا اگر از کسی بپرسم که چرا یک پرواز مستقیم را انتخاب کردهاست، ممکن است بگوید که توقفهای بین راه زمانبر هستند و به او استرس میدهند، در حالی که در واقع طراحی وبسایت شرکت هواپیمایی نقش عمدهای در تصمیمگیری او داشته است.
یا آنقدر روی یک مسئله تمرکز میکنیم که اتفاقات دیگری که ممکن است همزمان با آن اتفاق رخ دهند را درنظر نمیگیریم؛ به عنوان مثال فرض کنید میخواهید به سفر بروید و احتمالاتی مثل بارش باران در آن روز را در نظر نمیگیرید.
همچنین ما تمایل داریم روی مطلوبیت یک رویداد تمرکز کنیم تا امکانپذیر بودن آن؛ به عنوان مثال ممکن است چند بلیط سفر برای خودتان و دوستانتان بخرید و تصور کنید که قرار است سفرتان سراسر لذت باشد، در حالی که کارهای سختی مانند رزرو محل اقامت و خرید بلیط حملونقل عمومی مقصد را درنظر نگرفتهاید.
برای مطالعه مثالهای بیشتر و نمونه سوالهایی که بهتر است در جلسه مصاحبه بپرسید، می توانید به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn1098
(زمان حدودی مطالعه: ۱۸ دقیقه)
گردآورنده: ملیکا فخرفاطمی
#تجربه_کاربر
#user_research
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Post #1134
2.21K