🛑 لا الصریح کاللصیق 🛑
پیروان خان دایی سعی میکنند به هر بدبختی شده برای معاویه و بنی امیه فضیلت تراشی کنند ولی هربار هم تیرشانبه سنگمیخورد چراکه اینقوم در نهایت رذالت و پستی قرار دارند و مورد غضب خدا و رسول الله و اصحاب هستند!
نامه ۱۷ نهج البلاغه را ✂️تقطیع کردند ✂️ تا به خیال خودشان برای بنی امیه فضیلت عام بسازند!
در حالی که اتفاقا در ادامه ی همین نامه مشخص میشود کهاز منظر امیرالمومنین علیه السلام معاویه و جدش امیه ربطی به قریش نداشته است بلکه کسانی بوده که قریش چسبانده شده اجنبی و بیگانه بوده اند و اتفاقا طبق حدیث خود مسلم که بهش استناد کردند و طبق همین نامه ی مورد استناد نهج البلاغه و طبق فرموده ی خود حضرت ، برتری امیرالمومنین علیه السلام و بنی هاشم بر بنی امیه مشخص است که بلاشک بنیامیه خائن به الله تعالی و خائن به رسول الله و خائن به تمامی جماعت مسلمین هستند چراکه مفضول با افضل به نزاع پرداخته و مفضول را بر افضل مقدم دانسته و مفضول را بر امت مسلمان چیره گرداندند.
🔸 من كتاب له (علیه السلام) إلى معاوية جواباً عن كتاب منه إليه:
وَ أَمَّا طَلَبُكَ إِلَيَّ الشَّامَ، فَإِنِّي لَمْ أَكُنْ لِأُعْطِيَكَ الْيَوْمَ مَا مَنَعْتُكَ أَمْسِ؛ وَ أَمَّا قَوْلُكَ إِنَّ الْحَرْبَ قَدْ أَكَلَتِ الْعَرَبَ إِلَّا حُشَاشَاتِ أَنْفُسٍ بَقِيَتْ، أَلَا وَ مَنْ أَكَلَهُ الْحَقُّ فَإِلَى الْجَنَّةِ وَ مَنْ أَكَلَهُ الْبَاطِلُ فَإِلَى النَّارِ؛ وَ أَمَّا اسْتِوَاؤُنَا فِي الْحَرْبِ وَ الرِّجَالِ، فَلَسْتَ بِأَمْضَى عَلَى الشَّكِّ مِنِّي عَلَى الْيَقِينِ وَ لَيْسَ أَهْلُ الشَّامِ بِأَحْرَصَ عَلَى الدُّنْيَا مِنْ أَهْلِ الْعِرَاقِ عَلَى الْآخِرَةِ؛ وَ أَمَّا قَوْلُكَ إِنَّا بَنُو عَبْدِ مَنَافٍ، فَكَذَلِكَ نَحْنُ وَ لَكِنْ لَيْسَ أُمَيَّةُ كَهَاشِمٍ وَ لَا حَرْبٌ كَعَبْدِ الْمُطَّلِبِ وَ لَا أَبُو سُفْيَانَ كَأَبِي طَالِبٍ وَ لَا الْمُهَاجِرُ كَالطَّلِيقِ وَ لَا الصَّرِيحُ كَاللَّصِيقِ وَ لَا الْمُحِقُّ كَالْمُبْطِلِ وَ لَا الْمُؤْمِنُ كَالْمُدْغِلِ، وَ لَبِئْسَ الْخَلْفُ خَلْفٌ يَتْبَعُ سَلَفاً هَوَى فِي نَارِ جَهَنَّمَ
🔹 از نامه هاى آن حضرت است در جواب نامه معاويه:
اينكه حكومت شام را از من خواستى، من آنچه را ديروز در اختيارت قرار ندادم امروز هم به دستت نمى دهم.
اما گفته ات: كه جنگ عرب را به كام خود فرو برده و از او جز نيمه جانى باقى نمانده ، آگاه باش آن كه در راه حق بميرد مسيرش به جانب بهشت، و هر كه در طريق باطل فنا شود راهش به سوى آتش است.
اما اين سخن تو كه ما در جنگ و مردان جنگى برابريم، چنين نیست.
تو اهل شكى و من مرد يقينم و آن قدر كه مردم شام به دنيا آزمندند، بيشتر از آن مردم عراق به آخرت دلبسته اند
و اين كه گفتى: «ما از فرزندان عبد منافيم» آرى ما هم چنين هستيم، ولى با اين فرق كه نه اميّه مثل هاشم است، نه حرب همچون عبد المطّلب و نه ابو سفيان مانند ابو طالب و نه مهاجر الى اللّه چون اسير آزاد شده و آنكه نسبى صريح و آشكار دارد، با آنكه خود را به خاندانى بسته است، هرگز برابر نباشد. آنكه بر حق است همتاى آنكه بر باطل می باشد نیست و مؤمن كجا و دغلكار كجا؟ و چه بد فرزندى است، آنكه پيرو پدرانى است كه همه در دوزخ سرنگون شده اند.
📚 نامه ۱۷ نهج البلاغه
همان طور که مشخص است امیرالمومین علیه السلام تفاوت و فرق بین خصوصیات خود را با معاویه بیان میفرماید و مشخصا معاویه و دار و دسته اش را افرادی دغلکار و بر مسیر باطل میداند و در فرازی از این نامه هم حضرت می فرماید: وَ لَا الصَّرِيحُ كَاللَّصِيقِ
که لصیق دقیقا در نقطه ی مقابل لصیق قرار دارد و امیرالمومنین به خود اشاره می فرماید که کسی که اصل و نسب مشخص دارد با کسی که مشکوک النسب است و به پدر و به قومی نسبت داده شده و اجنبی و بیگانه است (یعنی) معاویه برابر نیست!
🔰 شارحین نهج البلاغه و علمای فرقین نیز به شرح این نامه و بحث لصیق پرداخته اند:
✍ حبیب الله خوئی شارح نهج البلاغه در مورد این خطبه می گوید :
قوله علیه السّلام: و لا الصّریح کاللّصیق یعنی بالصّریح نفسه و باللّصیق معاویة و قد علم فی بیان لغة الکتاب أن الصّریح بمعنى خالص النسب، و اللصیق بمعنى الدعیّ فی قوم، الملصق بهم و لیس منهم.
این قول امیر المومنین علیه السلام که
ولا الصریح کاللصیق یعنی صریح خود امیر المومنین (علیه السلام ) است و لصیق معاویه است و در بخش تبیین زبان این نامه دانسته شد که صریح به معنای کسی است که نسب خالص و صحیح دارد و لصیق به معنای کسی است که قومی پیوند داده شده است در حالی که از آنان نیست.
📚منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة،ج۱۸،ص۲۳۳ ط دار احیاء التراث العربی
Post #62
272