معاویه به عقیل گفت: میخواهم بگویی که میان لشکرگاه من و لشکرگاه علی چه فرقی است. عقیل گفت: «به لشکرگاه امیر المؤمنین علی بن ابی طالب (ع) گذشتم. شبی داشت چون شبهای پیامبر (ص) و روزی چون روزهای پیامبر (ص) با این فرق که پیامبر (ص) در آن میان نبود. اما به لشکرگاه تو در آمدم، جمعی از منافقین را از آن کسان که در شب عقبه بر رسول الله غدر کردند، دیدم.»
پس عقیل گفت: «ای معاویه، آن کیست که در دست راست تو نشسته است؟» معاویه گفت: «عمرو بن العاص است.» عقیل گفت: «این کسی است که شش مرد ادعا میکردند که پدر او هستند و عاقبت از آن میان آنکه قصاب بود، بر دیگران غلبه یافت.
اکنون بگوی که آن دیگری کیست؟» معاویه گفت: «ضحاک بن قیس الفهری است.» عقیل گفت: «به خدا سوگند، در زمان جاهلیت کار پدرش این بود که مزدی میگرفت و حیوان نر را بر مادگان میجهاند.
اکنون بگوی که آن دیگری کیست؟» معاویه گفت: «ابو موسی اشعری است.» عقیل گفت: «مادرش دزد بود.»
چون معاویه دید که عقیل مجلس نشینانش را به خشم آورده است، پرسید: «ابو یزید، از من چه میدانی؟» عقیل گفت: «این سخن را رها کن.» معاویه گفت: «باید بگویی.» عقیل پرسید: «حمامه را میشناسی؟» معاویه پرسید: «حمامه کیست؟» عقیل گفت: «گفتم تو کیستی و بر خاست و برفت.» معاویه یکی از نسبشناسان را خواست و گفت: «مرا بگوی که حمامه کیست؟» او گفت: «مرا و زن و فرزندم را امان ده.» معاویه امانش داد. او گفت: «حمامه جده تو بود در جاهلیت آن کاره بود، از آنان که بر سر خانه خود علم میزدند.»
و گويند كه حمامه مادر مادر ابو سفيان بود.
📚الغارات تلخیص و ترجمه آیتی ص ۳۵
مثالب معاویه
🆔 @devil_muawiya
Post #12
428
- 🔥 4
- 👎 1