احمد بن ابراهیم جابری نویسنده و محقق مصری دارای مدرک دکترا در حدیث و علم حدیث، شبهاتی رو از قول علمای اهل سنت حول متن حدیث مطرح کرده که در ادامه پاسخ خواهیم داد.
او می گوید:
والحديث منكر أيضا من جهة المتن، وذلك لأمرين:
الأول: أن هذا قدحٌ في الصحابة الذين بلغهم الحديث ولم يعملوا به، وهذا بعيد عنهم، للعلم بأنهم كانوا لا يخافون في الله لومة لائم.
قال الحافظ ابن كثير: «وهذا الحديث كذب بلا شك، ولو كان صحيحا لبادر الصحابة إلى فعل ذلك; لأنهم كانوا لا تأخذهم في الله لومة لائم».
الثاني: أن المنبر قد صعده من كان معاوية خيراً منه معاوية، ومع ذلك لم يأمر النبي صلى الله عليه وسلم بقتله.
قال شيخ الإسلام ابن تيْميَّة: «ومما يبين كذبه أن منبر النبي صلى الله عليه وسلم قد صعد عليه بعد معاوية من كان معاوية خيرا منه باتفاق المسلمين. فإن كان يجب قتل من صعد عليه لمجرد الصعود على المنبر، وجب قتل هؤلاء كلهم. ثم هذا خلاف المعلوم بالاضطرار من دين الإسلام، فإن مجرد صعود المنبر لا يبيح قتل مسلم. وإن أمر بقتله لكونه تولى الأمر، وهو لا يصلح، فيجب قتل كل من تولى الأمر بعد معاوية ممن معاوية أفضل منه. وهذا خلاف ما تواترت به السنن عن النبي صلى الله عليه وسلم من نهيه عن قتل ولاة الأمور وقتالهم، كما تقدم بيانه.
ثم الأمة متفقة على خلاف هذا ; فإنها لم تقتل كل من تولى أمرها ولا استحلت ذلك. ثم هذا يوجب من الفساد والهرج ما هو أعظم من ولاية كل ظالم، فكيف يأمر النبي صلى الله عليه وسلم بشيء يكون فعله أعظم فسادا من تركه؟!».
[«فتح المنان بسيرة أمير المؤمنين معاوية بن أبي سفيان» (ص263 بترقيم الشاملة آليا)]
ترجمه مختصر:
متن منکر است به دو دلیل:
اولی همان طور که ابن کثیر گفته، اگر این حدیث درست بود صحابه باید این کار رو انجام می دادند، و اگر بگیم انجام ندادن قدح صحابه است.
ثانیا، بعد از معاویه کسانی بر منبر نشستن که معاویه از انها افضل بود پس لازم می بود که همه اونها هم کشته بشن ولی پیامبر همچنین دستوری نداد و ابن تیمیه هم همین مطلب رو با چند وجه مختلف نقل می کند.
🔰پاسخ:
در پاسخ به ابن کثیر می گوییم که اتفاقا این روایت همچنین ادعای دیگر ما مبنی بر افسانه بودن عدالت صحابه را ثابت می کند، چون چیزی تحت عنوان عدالت صحابه در ابتدا موجود نبوده، لذا عمل صحابه مثل توهمات وهابیون نبوده و اونها دائم در حال گوش دادن و عمل به دستورات رسول الله (صلی الله علیه و اله) نبودند.
همچنین روایتی هست که موید همین صحبت هست، و اشاره می کند صحابه نه تنها گردن معاویه رو نزدن، بلکه کسی که می خواست این کار رو بکنه رو منع کردن و حدیث رسول الله رو به قول و نظر عمر ترجیح ندادند.
حدثنا إسحاق بن أبي اسرائيل وأبو صالح الفرّاء الأنطاكي قالا: حدثنا حجّاج بن محمّد حدثنا حمّاد بن سلمة عن عليّ بن زيد عن أبي نضرة عن أبي سعيد الخدري أنّ رجلا من الأنصار أراد قتل معاوية، فقلنا له: لا تسلّ السيف في عهد عمر حتّى تكتب إليه، قال: إنّي سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول: «إذا رأيتم معاوية يخطب على الأعواد فاقتلوه»، قال: ونحن قد سمعناه ولكن لا نفعل حتّى نكتب إلى عمر، فكتبوا إليه فلم يأتهم جواب الكتاب حتّى مات.
ابی سعید خدری گوید: مردی از انصار اراده کرد که معاویه را به قتل برساند به او گفتیم: در زمان خلافت عمر شمشیر نکش تا به او نامه بنویسی. ان مرد گفت: من از پیامبر (صلی الله علیه و اله) شنیدم که می فرمود: هرگاه معاویه هرگاه دیدید معاویه بر منبر ها خطبه می خواند او را بکشید. ابو سعید گفت: ما هم ان را شنیدیم ولی این کار را نمی کنیم تا اینکه به عمر نامه بنویسیم، پس همگی نامه نوشتند ولی جوابی نیامد تا ان صحابی مُرد.
[«أنساب الأشراف» (5/ 136)].
و در پاسخ ابن تیمیه میگیم، این قیاس قیاس باطلی هست، چون پیامبر (صلی الله علیه و اله) حکم کلی نمیدن، بلکه این حکم رو اختصاصا برای معاویه میدن، لذا از اینجا بطلان صحبت های معاویه هم ثابت می شود.
🔗مثالب معاویه
🆔 @devil_muawiya