.
آن زمان که آفتاب روز
آرامش صبح را در هم میشکند
در مه صبحگاهی
بال بگشا
دست جهان را دردستهایت بفشار
و گل لبخند بر لبان بنشان
چه با شکوه است
زنده بودن ،
دست من در رنگ های
فطری بودن شناور شد:
پرتقالی پوست کندم.
شهر در آیینه پیدا بود.
دوستان من کجا هستند؟
روزهاشان پرتقالی باد . . .!❣🕊
#سهراب_سپهری
♥️🖇
خورشید . . .
در دو هفته کند ماه را تمام
حُسنِ تو . . .
کارِ من به نگاهی تمام ساخت… 🤍🕊
#صائب_تبریزی
صبـح شد، خیـر است… ☘