فرماندهان مقاومت اسلامی در عراق، در جنگ ۸ ساله چه موضعی داشتند؟
۱- ابوحسن العامری، دبیرکل سازمان بدر: العامری در اوایل انقلاب ایران به تهران آمد، به سپاه بدر پیوست و سالها به عنوان فرمانده عملیات و مسئول محورهای مختلف لشکر ۹ بدر در جبهههای جنگ علیه ارتش صدام حضور داشت. وی از جوانان پیرو شهید صدر و عضو حزبالدعوه بود. در سال ۱۳۵۸ (۱۹۷۹) دادگاه الثوره رژیم بعث حکم اعدام غیابی او را صادر کرد. العامری پیش از شروع جنگ در شهریور ۱۳۵۹، مجبور به ترک عراق شد و از طریق اردن و کویت خود را به ایران رساند.
۲- ابوفدک المحمداوی، رئیس ستاد مشترک حشدالشعبی: وی از نیروهای جوانتر سپاه بدر در دهه ۱۳۶۰ بود که در سالهای پایانی جنگ ایران و عراق وارد مبارزات مسلحانه علیه رژیم بعث شد. او متولد حدود ۱۳۴۷ (۱۹۶۸) است. در زمان آغاز جنگ تنها ۱۲ سال داشت و کودک بود. او در سالهای پایانی جنگ (دهه ۶۰ شمسی) در سنین نوجوانی به گروههای معارض ضد بعثی و سپاه بدر پیوست و هرگز وارد خدمت سربازی اجباری در ارتش صدام نشد.
۳- شهید ابومهدی المهندس، دبیرکل سابق کتائب حزبالله: او از اعضای ارشد حزب الدعوة و سپس سپاه بدر بود. المهندس در طول جنگ ایران و عراق، به عنوان یکی از فرماندهان عملیاتی برجسته سپاه بدر در جبههها علیه نیروهای بعثی فعالیت میکرد. در سال ۱۳۵۶ در رشته مهندسی دانشآموخته شد و از اعضای فعال حزبالدعوه بود. در سال ۱۳۵۸ (۱۹۷۹)، با روی کار آمدن صدام و تصویب قانونی که عضویت در حزبالدعوه را مستوجب اعدام میدانست، تحت تعقیب قرار گرفت و قبل از شروع جنگ از عراق به کویت فرار کرد و سپس به ایران پیوست.
۴- شهید سیدمحمدباقر الحکیم، دبیرکل سابق سپاه بدر: او بنیانگذار و رئیس مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق در تهران (۱۳۶۱) و فرمانده عالی معنوی سپاه بدر بود. وی تمام دوران جنگ را در ایران به سازماندهی نیروهای مخالف صدام سپری کرد. او از روحانیون و مجتهدان برجسته حوزه علمیه نجف بود. پس از بارها بازداشت و شکنجه توسط حکومت بعث و به دنبال اعدام سید محمدباقر صدر، در اوایل سال ۱۳۵۹ (چند ماه قبل از حمله صدام به ایران) بهصورت مخفیانه از عراق خارج شد و به ایران آمد. او هرگز خادمی یا خدمتی در ارتش نداشت.
باقی فرماندهان بدلیل اینکه در جنگ ۸ ساله هنوز کودک بودند، نه در سمت ایران و نه در سمت عراق شرکت نکردند اگرچه که قلبا حامی ایران بودند. با اینحال پس از جنگ ۸ ساله و در سنین بالاتر مبارزات خود علیه صدام حسین را تا لحظه سقوط او آغاز کردند:
قیس الخزعلی (دبیرکل عصائب اهلالحق): به عنوان یکی از شاگردان برجسته و سخنگویان شهید صدر، پس از ترور ایشان هدایت بخشی از شبکه زیرزمینی پیروان صدر را بر عهده گرفت و شدیداً تحت تعقیب نیروهای امنیتی بعث بود.
اکرم الکعبی (دبیرکل حرکت حزبالله النجباء): به دلیل فعالیتهای ضد حکومتی بازداشت شد و تا زمان سقوط صدام در سال ۲۰۰۳ در زندان رژیم بعث محبوس بود.
ابوآلاء الولائی (دبیرکل کتائب سیدالشهداء): به دلیل فعالیت در شبکه صدر دستگیر و به زندانهای رژیم بعث منتقل شد.
شبل الزیدی (دبیرکل کتائب امام علی): بازداشت شد و سالها در زندان ابوغریب تحت شدیدترین شکنجهها قرار داشت و تا سال ۲۰۰۲/۲۰۰۳ در زندان ماند.
ابوحسین الحمیداوی و حیدر الغراوی (دبیرکل های کتائب حزبالله و حرکت الانصارالله الاوفیاء): در گروههای مخفی مذهبی در جنوب عراق و بغداد فعال بودند و تحت تعقیب و مراقبت شدید دستگاههای امنیتی قرار داشتند.
سوال پایانی از جریانات غربگرای ملیگرا نمای ایرانی: آیا ما با کمک به اینها واقعا داریم به خون شهدای جنگ ۸ ساله خیانت میکنیم؟ آیا آنها بازماندگان صدام هستند و در ریخته شدن خون ایرانیان دست داشتند؟ آیا آنها فرزند میهن و جانفدای ایران بودند یا شماهایی که حاضرید در صفوف آمریکا و اسرائیل در جنگ زمینی علیه کشورتان بجنگید؟
Post #1987
22
Forwarded from ایراننامه



