اینکه تو با یکی دیگه ای و داری خوش میگذرونی و عاشقشی در حالی که من کل روز رو توی اتاقم دارم گریه میکنم و دیگه نمیتونم کسی مثل تورو پیدا کنم.
چی کم داشتم که اونو به من ترجیح دادی؟ خوشگل نبودم؟ خوش اخلاق نبودم؟ همیشه به حرفت گوش نمیدادم؟ همیشه درخواست هاتو انجام نمیدادم؟ همیشه مراقبت نبودم؟ یا شاید... چون من یه دختر نبودم دوستم نداشتی؟
حق داری. اون خیلی خوشگل بود... خیلی خوشگل تر از من بود... اون یه دختر بود، دیگه مثل من نبود که نتونی بگی دوست پسرتم چون از اینکه دوستم داشتی خجالت میکشیدی و نمیخواستی کسی بفهمه. الان راحت میتونی راه بری و بغلش کنی و به همه بگی اون دوست دختر و همسر ایندته. چیزی که من همیشه ارزوشو داشتم.
شاید تو دیگه عاشق من نباشی، ولی من هنوز عاشقانه میپرستمت، حتی اگه مال من نباشی...
یکی از چندین نامه پیدا شده در اتاق نیکی پس از مرگش
