Post #434
296
𝙇𝙤𝙨𝙩 𝙎𝙤𝙪𝙡 آن روز که تصمیم گرفت برای همیشه برود آسمان گرفته بود نه دلش به باریدن میآمد نه به تابیدن توی پارک قدیمی همیشگیمان نشستم و منتظر آمدنش بودم لحظه اولی که رسید بدون سلام گفت اوووه بوی عطرت تا سر کوچه میاد یه جعبه دستش بود ، وقتی دیدم تنها آمد دیگر امیدم ناامید…
پیشنهاد میکنم این کتابو حتما بگیرید خیلی قشنگه
- 🕊 3
- 👍 1