اینطور که یه فلش به شقیقهی سمتِ راستم وصل میشه
و همهی تصاویر درست مثلِ
یه ویدئوی چهار دیقه و سیونه ثانیهای پخش میشه!
من صندلیِ عقب کنارِ پنجره نشستم.
علی رانندس و داره مسخره بازی در میاره
آقا رضا صندلی جلو ساکت نشسته و
ممد داره به بیرون نگاه میکنه دستشو گذاشته زیر چونش و یه سکوتی که بعد از تحلیل مافیایی که خونه مامان بزرگ بازی کردیم حاکم شده
داریم دور دور میکنیم و دنبال یه مغازه برا شام هستیم ولی خب میدونیم معمولا میریم پیتزایی دورهمی و میگیم پیتزا هامونو بزاره بایگانی و بعد از خوردن دوباره میریم خونه مامان بزرگ تا بخوابیم اخر هفته رو اونجا
اتاق کناریِ بابابزرگ تا صبح ما ۴ نفر بیداریم و صدای خندمون از پنجره اتاق به کوچه بیرون میره
اینجاست که من بیادِ مامانجون و بابا بزرگ بلند میخونم: 1:01
نمیدونی
بعدِ رفتنت چی شد!
حتی آسمون ابری شد
میدونم برنمیگردی
ولی خب ایکاش میشد..
#دلی #دلتنگی
Post #405
241
𝙇𝙤𝙨𝙩 𝙎𝙤𝙪𝙡 Sirvan Khosravi – Ghabe Akse Khali
- ❤ 6
- 🕊 2