TGViewer
Channel Public Channel
DC SALOON

DC SALOON

@dcfandomii

Subscribers
690
Photos
1.7K
Videos
145
Links
61

Showing posts older than #3106 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #3105 134
دانستنی | عجیب‌ترین قراردادهای دنیای DC
در DC، قرارداد فقط یک تکه کاغذ نیست؛ بعضی قراردادها می‌توانند روح، سرنوشت یا حتی آینده‌ی یک نفر را تغییر دهند.
Lobo:
لوبو به قراردادهای جایزه‌بگیری‌اش به‌شدت پایبند است. مشکل اینجاست که وقتی یک قرارداد را قبول کند، معمولاً راه برگشتی برای هدف باقی نمی‌گذارد.
John Constantine:
کنستانتین استاد قراردادهای ماورایی است. یکی از ویژگی‌های معروفش این است که می‌تواند موجودات قدرتمند را با بازی با کلمات، بندهای قرارداد و سوءاستفاده از قوانین خودشان به دردسر بیندازد.
Neron:
نرون در DC با معامله‌های شیطانی شناخته می‌شود؛ معامله‌هایی که در ازای برآورده‌کردن خواسته‌های افراد، معمولاً هزینه‌ای بسیار سنگین طلب می‌کنند.
نکته‌ی اصلی:
در دنیای DC گاهی لازم نیست از دشمنت قوی‌تر باشی؛
کافی است قرارداد را بهتر از او بخوانی.

  • 🍾 4
Post #3104 146
LOBo/ فکت

لوبو فقط «آخرین چرنیا‌یی» نیست؛ خودش دلیل اصلی نابودی چرنیاست.
لوبو در سیاره‌ی Czarnia متولد شد؛ سیاره‌ای که برخلاف شخصیت خودش، جامعه‌ای صلح‌آمیز و تقریباً آرمان‌شهری داشت. اما لوبو تمام این تمدن را نابود کرد و خودش را به آخرین چرنیا‌یی تبدیل کرد.
اما روش نابودی هم از خود لوبو عجیب‌تر بود.
در Lobo #0 مشخص می‌شود که لوبو یک ویروس مرگبار با قابلیت انتقال توسط پشه‌ها طراحی کرد و آن را در سراسر سیاره پخش کرد؛ خودش واکسن را برای خودش نگه داشت و در نتیجه از نابودی جمعیت جان سالم به در برد.
بعد از این قتل‌عام، لوبو تبدیل شد به یکی از بدنام‌ترین جایزه‌بگیرهای بین‌کهکشانی DC؛ موجودی با قدرت فوق‌العاده، سرعت، مقاومت و مهم‌تر از همه عامل ترمیم بسیار قدرتمند. حتی اگر بدنش شدیداً آسیب ببیند، بازسازی‌اش باعث می‌شود کشتنش فوق‌العاده سخت باشد.
اما یک نکته مهم:
«آخرین چرنیا‌یی» بودن لوبو همیشه به معنی تنها چرنیا‌ییِ باقی‌مانده نیست.
داستان‌های بعدی نشان دادند که بازماندگان دیگری از چرنیا وجود داشته‌اند؛ از جمله افرادی که در جریان داستان‌های مرتبط با Brainiac و Czarnia دوباره وارد ماجرا شدند. خود DC در سال‌های اخیر این بخش از گذشته‌ی لوبو را دوباره گسترش داده است.
و از همه جالب‌تر:
لوبو با وجود اینکه یک قاتل و مزدور بی‌رحم است، به قراردادش وفادار می‌ماند. اگر قولی بدهد، معمولاً به متن قرارداد پایبند است؛ البته ممکن است با تفسیر کاملاً تحت‌اللفظی و کثیف خودش از آن استفاده کند.
پس لوبو فقط یک «بدمن دیوانه» نیست؛ ترکیبی از یک قاتل نسل‌کش، جایزه‌بگیر بین‌کهکشانی، موجود تقریباً شکست‌ناپذیر و یک قراردادچی وسواسی است.
و شاید بهترین خلاصه‌اش این باشد:
سوپرمن آخرین پسر یک دنیای نابودشده است؛
لوبو کسی است که خودش دنیایش را نابود کرد.

  • ❤ 2
Post #3103 151
SWAMP THING |فکت

یکی از بزرگ‌ترین پیچش‌های تاریخ DC درباره‌ی سوآمپ تینگ در داستان The Anatomy Lesson اتفاق افتاد.
قبل از این داستان، تصور عمومی این بود که Alec Holland در انفجار آزمایشگاه کشته شده و بدنش به موجودی گیاهی تبدیل شده است.
اما حقیقت بسیار عجیب‌تر بود:
Alec Holland مرده بود.
گیاهان اطراف بقایای او، به‌واسطه‌ی نیروی The Green، خاطرات و شخصیت او را جذب کردند و یک موجود گیاهی ساختند که خودش باور داشت Alec Holland است. DC نیز این تغییر اساسی در منشأ شخصیت را به‌طور رسمی توضیح داده است.
حتی بدن ظاهراً انسانی سوآمپ تینگ هم واقعی نبود؛ اندام‌هایی مثل قلب، مغز و ریه‌هایی که در بدنش دیده می‌شدند، در واقع ساختارهای گیاهی و غیرکاربردی بودند.
یعنی سوآمپ تینگ یک انسان تبدیل‌شده به گیاه نبود؛ یک موجود گیاهی بود که خاطرات یک انسان مرده را داشت.
و این دقیقاً همان چیزی بود که داستان را ترسناک می‌کرد:
اگر تمام خاطرات، احساسات و شخصیت Alec Holland را داشته باشی… آیا واقعاً Alec Holland هستی؟
بعدها داستان‌های مختلف DC این موضوع را پیچیده‌تر کردند و منشأ و ماهیت سوآمپ تینگ در دوره‌های مختلف تغییراتی داشته است؛ بنابراین این فکت مشخصاً مربوط به برداشت مشهورِ دوره‌ی آلن مور از شخصیت است.
نکته: «The Anatomy Lesson» در Saga of the Swamp Thing #21 منتشر شد و نقطه‌ی عطف اصلی در بازتعریف هویت سوآمپ تینگ بود.

  • ❤ 3
Post #3101 144
DC SALOON Photo
زندگینامه | JOHNNY THUNDER
جانی تندر (Johnny Thunder) یکی از شخصیت‌های قدیمی عصر طلایی DC است که برخلاف بسیاری از قهرمانان، در ابتدا قدرت خاصی نداشت.
او یک مرد معمولی بود که زندگی‌اش زمانی عجیب شد که با موجودی ماورایی به نام Thunderbolt ارتباط پیدا کرد.
قدرت اصلی جانی در واقع از Thunderbolt می‌آمد؛ موجودی جادویی که به فرمان او می‌توانست کارهای خارق‌العاده انجام دهد.
اما مشکل بزرگ جانی این بود که اغلب خودش هم نمی‌دانست دقیقاً چه اتفاقی در حال رخ دادن است!
او در داستان‌های عصر طلایی وارد ماجراهای مختلف شد و بعدها ارتباطش با Justice Society of America باعث شد جایگاه مهم‌تری در تاریخ DC پیدا کند.
مهم‌ترین ارتباط او Thunderbolt بود؛ رابطه‌ای که پایه‌ی بسیاری از داستان‌های او را تشکیل می‌داد.
او همچنین با Justice Society و قهرمانان عصر طلایی ارتباط داشت.
دشمنان جانی معمولاً تهدیدهای جنایی و ماورایی بودند؛ اما خطر اصلی همیشه این بود که قدرت Thunderbolt چطور استفاده شود.
سرنوشت جانی در دوره‌های مختلف DC تغییر کرده و شخصیت Thunderbolt نیز بعدها به نسل‌های دیگری منتقل شد.
یکی از مهم‌ترین میراث‌های این شخصیت، ادامه پیدا کردن قدرت Thunderbolt در داستان‌های Jakeem Thunder است.
جانی تندر نمونه‌ی جالبی از قهرمانان عصر طلایی است:
یک انسان معمولی که ناگهان به موجودی با قدرت‌های تقریباً نامحدود دسترسی پیدا کرد؛ بدون اینکه خودش واقعاً ابرقهرمان قدرتمندی باشد.
گاهی خطرناک‌ترین چیزی که می‌توانی داشته باشی، قدرت نیست؛
این است که قدرتی بسیار بزرگ‌تر از خودت در اختیارت باشد.

  • ❤ 3
Post #3099 127
DC SALOON Photo
زندگینامه | CAPTAIN COMET

آغاز زندگی

آدام بلیک (Adam Blake) انسانی بود که به دلیل یک جهش ژنتیکی نادر، از همان ابتدا توانایی‌هایی بسیار فراتر از انسان عادی پیدا کرد.
او بعدها به Captain Comet تبدیل شد؛ یکی از نخستین ابرقهرمانان DC که مفهوم جهش‌یافتگی و انسان تکامل‌یافته را وارد داستان‌های علمی‌تخیلی کرد.

قدرت‌ها و تجهیزات

قدرت‌های Captain Comet فقط به یک توانایی محدود نمی‌شود:

تله‌پاتی

تله‌کینزی

قدرت فیزیکی فوق‌انسانی

پرواز

کنترل و دستکاری انرژی

توانایی‌های ذهنی و حسی پیشرفته

هوش بسیار بالا

یکی از ویژگی‌های مهم او این است که بیشتر قدرت‌هایش ذهنی و روانی هستند.
Captain Comet نخستین بار در عصر طلایی کمیک‌ها ظاهر شد و از همان ابتدا بیشتر به داستان‌های علمی‌تخیلی، موجودات فضایی و تهدیدهای کیهانی مرتبط بود.
او در طول تاریخ DC با شخصیت‌ها و گروه‌های مختلفی همکاری کرده و در بعضی دوره‌ها حتی درگیر بحران‌های بزرگ‌تر مولتی‌ورس شده است.
او در دوره‌های مختلف با گروه‌ها و قهرمانان متعددی همکاری داشته و ارتباط ویژه‌ای با داستان‌های فضایی و کیهانی DC دارد
دشمنان Captain Comet معمولاً شامل موجودات فضایی، تهدیدهای کیهانی و دشمنانی با توانایی‌های ذهنی هستند؛ یعنی مبارزاتی که فقط با قدرت فیزیکی حل نمی‌شوند
سرنوشت Captain Comet در دوره‌های مختلف DC تغییر کرده و نسخه‌ها و بازتعریف‌های متفاوتی از او وجود داشته است؛ بنابراین وضعیت او به خط زمانی و دوره‌ی داستانی بستگی دارد.
Captain Comet شاید به اندازه‌ی سوپرمن یا بتمن شناخته‌شده نباشد، اما از نظر تاریخی یکی از شخصیت‌های جالب DC است.
قبل از اینکه ابرقهرمانان ذهن‌خوان و جهش‌یافته تبدیل به یک استاندارد در کمیک شوند، Captain Comet یکی از کسانی بود که این ایده را وارد دنیای DC کرد.

  • ❤ 2
Post #3097 120
ظهرتون بخیر ❤
  • ❤ 3
Post #3096 133
شب خوش ❤
  • ❤ 2
Post #3095 136
دانستنی | عجیب‌ترین مرگ‌های تاریخ DC

Doctor Fate — سوختن در برابر Upside-Down Man
کنت نلسون تمام قدرت جادویی‌اش را برای نابودی Upside-Down Man آزاد کرد؛ اما حمله باعث شد خودش در اثر بازگشت انرژی به خاکستر تبدیل شود، در حالی که دشمنش تقریباً آسیبی ندید.
Zatara — بلعیده‌شدن توسط تاریکی باستانی
پدر زاتانا در یک مراسم جادویی برای مقابله با تاریکی‌ای که واقعیت را تهدید می‌کرد، جانش را فدا کرد و توسط همان نیروی تاریک بلعیده شد. این اتفاق بعدها روی رابطه‌ی زاتانا و جان کنستانتین هم تأثیر گذاشت.
Wildcat — کشته‌شدن در نبرد با Lady Eve
تد گرنت، یکی از قدیمی‌ترین اعضای JSA، در داستان‌های جدیدتر DC در جریان نبرد با Lady Eve کشته شد. مرگش برای اعضای JSA ضربه‌ی سنگینی بود؛ هرچند روح او همچنان از طریق Kid Eternity می‌تواند در داستان‌ها حضور داشته باشد.
Steve Trevor — مرگ‌های پشت سر هم!
استیو ترور از آن شخصیت‌هایی است که مرگ برایش تقریباً تبدیل به یک اتفاق تکراری شده. در یکی از عجیب‌ترین بازگشت‌ها، حتی زمانی که همه فکر می‌کردند مرده، نسخه‌ای از او ظاهر شد که بعداً مشخص شد ماجرا به دستکاری حافظه و توهم مربوط بوده است. بعدها نیز در داستانی دیگر طی یک مراسم جادوی سیاه کشته شد.
در DC مرگ همیشه پایان نیست؛ گاهی یک شخصیت می‌میرد، برمی‌گردد، دوباره می‌میرد و حتی ممکن است نسخه‌ای دیگر از خودش جای او را بگیرد.
در دنیای DC، عجیب‌ترین بخش مرگ همیشه «چطور مردن» نیست؛
گاهی این است که بعد از مرگ چه اتفاقی برایت می‌افتد.

#دانستنی
  • ❤ 2
Post #3094 140
دانستنی | عجیب‌ترین قدرت‌های دنیای DC

Color Kid
توانایی تغییر رنگ اشیا را دارد؛ قدرتی که در نگاه اول کاملاً بی‌فایده به نظر می‌رسد، اما در داستان‌های مختلف کاربردهای غیرمنتظره‌ای پیدا کرده.
Matter-Eater Lad
می‌تواند تقریباً هر نوع ماده‌ای را بخورد؛ حتی موادی که برای انسان عادی غیرقابل‌خوردن هستند.
Arm-Fall-Off-Boy
اسمش تقریباً قدرتش را لو می‌دهد؛ می‌تواند دست خودش را جدا کند و از آن مثل یک سلاح استفاده کند.
Bouncing Boy
می‌تواند بدنش را مثل یک توپ عظیم باد کند و با سرعت به دشمنان برخورد کند.
Dogwelder
یکی از عجیب‌ترین اعضای Section Eight؛ سلاح اصلی‌اش دستگاه جوشکاری است و از سگ‌های مرده برای حمله به دشمنان استفاده می‌کند.
DC بارها ثابت کرده برای داشتن یک قدرت عجیب، لازم نیست حتماً خدای کیهانی باشی؛ گاهی یک ایده‌ی کاملاً احمقانه می‌تواند تبدیل به یکی از ماندگارترین شخصیت‌های کمیک شود.

#دانستنی
  • 👍 2
  • ❤ 1
Post #3093 134
DC SALOON Photo
فکت | COLOR KID

Color Kid یکی از عجیب‌ترین و کم‌قدرت‌ترین قهرمانان تاریخ DC است.
قدرت اصلی‌اش این بود که می‌توانست رنگ اشیا را تغییر دهد؛ یعنی مثلاً یک شیء را از قرمز به آبی تبدیل کند.
مشکل؟
در دنیایی پر از سوپرمن، فلش، گرین لنترن و موجودات کیهانی، تغییر رنگ چندان قدرت ترسناکی به حساب نمی‌آید!
او حتی به Legion of Substitute Heroes پیوست؛ گروهی که بیشتر اعضایش به‌خاطر قدرت‌های عجیب یا ناکارآمدشان از لژیون اصلی کنار گذاشته شده بودند.
اما نکته‌ی جالب اینجاست:
قدرت Color Kid در بعضی داستان‌ها فقط به تغییر رنگ محدود نماند و توانایی‌هایش گسترده‌تر شد؛ بنابراین نمی‌شود او را در تمام دوره‌های DC واقعاً «ضعیف‌ترین شخصیت» دانست.
گاهی یک قدرت مسخره، در دست یک نویسنده‌ی خلاق، می‌تواند کاملاً کاربردی شود.

  • 👍 4
  • ❤ 1
Post #3091 120
DC SALOON Photo
فکت | THE EMPTY HAND

یکی از ناشناخته‌ترین موجودات قدرتمند دنیای DC، The Empty Hand است؛ موجودی که برخلاف بسیاری از تهدیدهای DC، فقط به نابودی یک جهان فکر نمی‌کند.
Empty Hand با The Gentry و ساختار چندجهانی DC ارتباط دارد و در The Multiversity به‌عنوان تهدیدی فراتر از یک دشمن معمولی معرفی می‌شود.
نکته‌ی عجیب درباره‌ی او این است که مفهومش به متافیکشن گره خورده؛ یعنی داستان درباره‌ی خودِ کمیک، جهان‌های داستانی و چیزی است که از بیرون به آن‌ها نگاه می‌کند.
حتی ظاهرش هم نمادین است:
یک دست خالی.
اما پشت همین ظاهر ساده، موجودی قرار دارد که با تهدیدهای چندجهانی و ساختار خودِ روایت ارتباط پیدا می‌کند.
و شاید ترسناک‌ترین بخش ماجرا این باشد:
بعضی دشمنان می‌خواهند جهان DC را نابود کنند؛
اما Empty Hand به چیزی فراتر از خودِ جهان‌ها مربوط است.

  • ❤ 2
  • 🔥 1
Post #3090 119
  • ❤ 1
  • 🔥 1
Post #3089 130
DC SALOON Photo
زندگینامه | ALAN MOOR
آلن مور در سال ۱۹۵۳ در نورث‌همپتون انگلستان به دنیا آمد. از کودکی به داستان، نقاشی و کمیک علاقه داشت، اما زندگی‌اش همیشه مسیر ساده‌ای نداشت.
در نوجوانی از مدرسه اخراج شد و مدتی با انجام کارهای مختلف زندگی‌اش را گذراند. همین دوران سخت بعدها روی نگاه تاریک و متفاوت او به داستان‌گویی تأثیر گذاشت.
مور فعالیت حرفه‌ای خود را در کمیک بریتانیا آغاز کرد و به‌تدریج با داستان‌های متفاوتش مورد توجه قرار گرفت.
اما نقطه‌ی بزرگ شهرتش زمانی بود که وارد پروژه‌های مهمی مثل Swamp Thing شد.
او شخصیتی که بیشتر یک هیولای مردابی به نظر می‌رسید را به اثری عمیق درباره‌ی هویت، طبیعت، عشق، مرگ و انسانیت تبدیل کرد.
نام آلن مور با چند اثر تاریخی گره خورده است:
Watchmen
V for Vendetta
Swamp Thing
The Killing Joke
From Hell
Promethea
The League of Extraordinary Gentlemen
بعضی از این آثار نه‌تنها در دنیای کمیک، بلکه در فرهنگ عامه هم تأثیر بسیار بزرگی گذاشتند.
مور به داستان‌های پیچیده، نمادگرایی، سیاست، فلسفه، روان‌شناسی و ساختارهای روایی غیرمعمول علاقه داشت.
او به‌خصوص در Watchmen نشان داد که یک داستان ابرقهرمانی می‌تواند درباره‌ی قدرت، اخلاق، جنگ، فساد و ماهیت قهرمان بودن باشد.
با وجود اینکه آثار مور بارها به فیلم و سریال تبدیل شدند، او به‌طور کلی از اقتباس‌های سینمایی آثارش فاصله گرفت و بارها مخالفت خود را با استفاده از نامش در برخی پروژه‌های اقتباسی اعلام کرد.
آلن مور فقط یک نویسنده‌ی کمیک نیست؛ او یکی از کسانی است که نگاه مردم به کمیک به‌عنوان یک مدیوم جدی و ادبی را تغییر داد.
او به خواننده یاد داد که پشت یک نقاب، یک قهرمان و یک ابرقدرت، می‌تواند یک سؤال بسیار بزرگ‌تر پنهان شده باشد:
اگر قدرت داشته باشی، واقعاً چه چیزی جلوی تبدیل شدنت به هیولا را می‌گیرد؟

  • ❤ 3
Post #3087 119
زندگینامه | GRANT MORRISON
گرنت موریسون در سال ۱۹۶۰ در گلاسگو، اسکاتلند به دنیا آمد. از همان سال‌های جوانی به کمیک علاقه داشت و خیلی زود وارد دنیای نویسندگی و خلق داستان‌های کمیک شد.
اما سبک موریسون هیچ‌وقت معمولی نبود؛ او عاشق داستان‌های عجیب، سورئال، روان‌شناختی و ایده‌هایی بود که مرز بین واقعیت و خیال را از بین می‌بردند.
موریسون در ابتدا در صنعت کمیک بریتانیا فعالیت کرد و سپس با آثارش در DC Comics به شهرت جهانی رسید.
یکی از مهم‌ترین نقاط آغاز شهرتش، نویسندگی Animal Man بود؛ جایی که نشان داد قرار نیست یک داستان ابرقهرمانی معمولی بنویسد.
از مشهورترین آثار موریسون می‌توان به این‌ها اشاره کرد:
Animal Man
Doom Patrol
Batman
JLA
The Invisibles
All-Star Superman
Final Crisis
New X-Men
Seven Soldiers
او بارها سراغ شخصیت‌هایی رفت که در ظاهر ساده یا حتی مسخره بودند و آن‌ها را به داستان‌هایی پیچیده و جدی تبدیل کرد.
ویژگی اصلی موریسون، علاقه‌ی شدید به متافیکشن، فلسفه، روان‌شناسی، اسطوره‌شناسی و شکستن دیوار چهارم است.
برای او کمیک فقط چند صفحه نقاشی و دیالوگ نیست؛
کمیک می‌تواند درباره‌ی خودِ مفهوم داستان، واقعیت و حتی رابطه‌ی نویسنده با شخصیت باشد.
به همین دلیل در بعضی آثارش، خودِ نویسنده وارد داستان می‌شود و شخصیت‌ها با مفهوم «خالق» روبه‌رو می‌شوند
گرنت موریسون یکی از تأثیرگذارترین نویسندگان مدرن کمیک محسوب می‌شود و آثارش تأثیر بزرگی روی نحوه‌ی روایت داستان‌های ابرقهرمانی گذاشته‌اند.
او ثابت کرد که حتی عجیب‌ترین ایده‌ها هم می‌توانند به داستان‌هایی عمیق تبدیل شوند.
از Animal Man تا Batman و Final Crisis، موریسون همیشه یک قانون داشت:
اگر قرار است داستانی بنویسی، اول قوانینش را بشکن.

  • ❤ 3
Post #3085 115
ظهرتون بخیر ❤
  • 😇 3
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →